<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://shomal24.loxblog.com</title>
<link>https://shomal24.loxblog.com</link>
<description>به وبلاگ من خوش آمدید</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>اصول طراحی آرم</title>
<link>https://shomal24.loxblog.com/اصول-طراحی-آرم</link>
<guid>https://shomal24.loxblog.com/اصول-طراحی-آرم</guid>

<description><![CDATA[
اصول طراحی آرم
در طراحی آرم ها باید ابتدا اطلاعات کافی و وافی در مورد جا و مکانی که              قرار است برای آن طراحی آرم را انجام دهید بدست بیاورید. همیشه برای              شرکت ها یا موسسات یا افراد نیست که سفارش طراحی آرم داده می شود.              گاهی برای رخداد یک رویداد نیز آرم ها و نشانه هایی طراحی می شود.              مثلا گاهی برای برگزاری یک همایش یا نشستی مثلا همایش بزرگداشت مولونا و              یا چیزی شبیه این وقایع طراحی آرم و حتی سربرگ و اوراق دیگر انجام              می گردد . برای طراحی آرم یک موضوع، باید ابتدا آن موضوع را به خوبی              درک کرده باشید و اطلاعات کافی از سفارش دهنده آن دریافت نموده باشید.
&nbsp;

    1-	قبل از شروع کار برای طراحی بهتر است آرم های  مختلفی که با همان موضوع شما ، قبلا طراحی شده است ببینید و با اصول درست،  به تفسیر علت طراحی آن ها بپردازید. اینگونه ایده های بسیاری از طرح موضوع  مشابه دیگر خواهید گرفت. پیشنهاد می شود اگر مشتری شما قبلا برای همان  موضوع مورد سفارش ، طراحی لوگویی داشته است (که احتمالا حالا قصد تغییر یا  کنار گذاشتن آن را دارد) به شما عرضه کند تا آن را هم ببینید و همچنین  پیشنهاد می شود اگر مشتری شما رقیبی دارد که احتمالا از طرح آرم آن خوشش می  آید ، آن را نیز در اختیار شما گذارد تا سلیقه مشتری دستتان بیاید.
    &nbsp;
    2-	قلم و کاغذ خود را آماده کنید. طرح اولیه ای که  به ذهن شما می آید ، بهتر است ابتدا روی کاغذ سفید ترسیم شود و شما با  انگشتان دست کمی ها و کاستی های آن را بگیرید. بهتر است مدادی که استفاده  می کنید سیاه باشد و اگر قرار است جایی از آرم پر یا تو خالی باشد با مداد  سیاه به خوبی مشخص کنید. الزامی به وجود خط کش کنار دستتان نیست، زیرا قرار  است تنها طرح ابتدایی و شمای کلی آن روی کاغذ ترسیم شود و شکل گرید بندی  شده و منظم و قرینه سازیهای آن، توسط نرم افزارهای مخصوص همین کار ، طراحی  گردد.
    &nbsp;
    3-   در صورت امکان، طراحی آرم را برروی صفحه  شطرنجی (چه در مانیتور، چه برروی کاغذ) انجام دهید تا قرینه سازی در آن  رعایت شود و امکان پیاده سازی برروی صفحات پیکسلی ، وجود داشته باشد.
    &nbsp;
    4-	لوگو همواره سیاه و سفید طراحی می شود. لوگوهایی  که در همان مرحله اول رنگی یا گرادینت طراحی می شوند، از حرفه ای گری آن  کاسته شده است. باید در نظر داشته باشید آرم طراحی شده معلوم نیست در کجاها  درآینده قرار است استفاده گردد. ممکن است مجبور به استفاده بدون رنگ یا  سیاه و سفید از آن باشیم. ممکن است مجبور باشیم آن را در ابعاد بسیار کوچک  استفاده کنیم. طراحی لوگوی شما باید به نحوی باشد که به هیچ وجه از زیبایی و  انتقال صریح مفهومی آن در سایزهای مختلف یا در رنگ های مختلف ، کاسته  نگردد.
    &nbsp;
    5-	بعد از طراحی طرح اولیه لوگو که حتما با رعایت  نکات در نمادشناسی لوگو و رعایت نکات در انواع لوگو (در مبحث های قبلی  توضیح داده شده است) انجام داده اید، طرح را روی نرم افزار پیاده سازی طرح  های برداری و وکتور که متداول ترین آنها کورل و ایلوستریتور است، پیاده  نمایید.
    &nbsp;
    6-	بهتر است چندین طرح (حداقل دوطرح مختلف) برای  مشتری خود طراحی کنید تا به او این امکان را بدهید که از میان طرح های  مختلف ، دستش برای انتخاب باز باشد. خود این امر، نوعی احترام به مشتری  تلقی می شود و معمولا او را راضی نگه میدارد.
    &nbsp;
    7-	بعد از طراحی و نمایش آن به مشتری ، دست او را  برای چند مورد تغییر باز گذارید تا در مرحله تکمیلی طرح ،آن را اجرا و  اعمال نمایید. یادتان باشد که شما تنها، سفارش گیرنده هستید و نمی توانید  سلیقه خود را به مشتری تحمیل نمایید. دیدن شما در وضعیتی که حق را به مشتری  می دهید ، برای او رضایت بخش خواهد بود و او با انگیزه بیشتری به انتخاب  طرح شما و دادن دستورات تغییری برای مرحله تکمیلی طرح می پردازد.
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:19:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>انواع آرم</title>
<link>https://shomal24.loxblog.com/انواع-آرم</link>
<guid>https://shomal24.loxblog.com/انواع-آرم</guid>

<description><![CDATA[
انواع آرم&nbsp;             

آرم ها به سه دسته تقسیم بندی می شوند:

    تایپوگرام ها یا آرم های نوشتاری&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
    
    پیکتوگرام ها یا آرم های تصویری
    ترکیبی از هر دو
    نشانه های پیامی و شعاری ...

به ادامه مطلب مراجعه کنید.
انواع آرم 

تایپوگرام ها:
              گرچه به نوعی معتقدیم تفاوت خاصی میان طرح های تایپوگرام و  پیکتوگرام              وجود ندارد زیرا حروف نیز خود تغییر شکل یافته  اشکال یا فرم ها هستند،              اما اختصاصی تر باید گفت: تایپوگرام  ها آن دسته از آرم ها هستند که عنوان              شرکت یا موسسه یا رویداد  مورد نظر با یکی از فونت های موجود به شکل              نمادین نوشته  میشود، یا با کمی تغییرات تبدیل به اشکالی شبیه حروف میگردند.               نکته ای که در رسم تایپوگرام ها باید توجه داشته باشید، آنست که در               طراحی آن بهیچوجه نباید خوانایی حروف یا کلمه از بین برود. طرح  تایپوگرام              باید واضح باشد و با کوچک و بزرگ شدن، از خوانایی  آن کاسته نگردد.

این مطلب را که عناصر و المانهای خط و فرم در آرم های تایپوگرام به عنوان                ساز و برگ کار استفاده می شوند نیز یکی از مواردی است که باید  به آن               توجه داشت. شما می توانید لوگوی تایپوگرامی را طراحی  کنید که همچنان از خط وفرم نیز               در آن بهره جسته باشید.

نکته مهم در طراحی لوگوهای تایپوگرام این است که از آنجا که نام شرکت یا  موسسه              یا رویداد، هدف طراحی قرار گرفته است، بنابراین باید در  نظر اول نام، به              وضوح و خوانایی به چشم بخورد و اگر این گونه  نباشد، شما در طراحی با شکست              روبرو شده اید. همیشه پیچیده گی  نمی تواند دلیل بر زیبایی و کار و تفکر              بیشتر باشد. گاهی  سادگی در طرح، مفاهیم و مقاصد را بیشتر القا می کند.              اما نکته  ای که در سادگی باید رعایت کنید این است که طرح ساده باید دلیل خود               را توجیه کند تا مخاطب سادگی را به حساب خامی شما نگذارد. لوگوی  شرکت کارتیه که              از نوشتار نام cartier طراحی شده است درعین  سادگی، هیچگاه خامی              را منتقل نکرده است نیز سالیان سال است که  در اذهان باقی مانده است، همچنین طرح لوگوی شرکت              Macdonaldes  و شرکت هایی نظیر آن...

پیکتوگرام ها:
              همانطور که از نامش (pictogram) مخفف picture برمی آید، به آرم  های تصویری گفته می شود که توسط اشکال              و فرم و خط بدون نوشتار  در آنها یا علائم اختصاری حروف ، طراحی می گردند.

این نوع لوگو از پر طرفدارترین و شاید زیباترین طراحی آرم ها باشد. اما  معمولا              از نظر حرفه ای زمانی استفاده می گردد که شما و نام  شرکت شما به خوبی شناخته شده              باشد. گاهی شرکت ها ابتدا با آرم  تایپوگرام وارد عرصه تجارت گشته و پس از              ثبت نام آنها به  صورت آرم، در جای جای رد تجاریشان و دهان به دهان گشته شدن               برند تجاری شان، اقدام به طراحی آرمی پیکتوگرام برای تجارت خود مینمایند.

در طراحی پیکتوگرام هم به صورت مستقیم می توانید از خود محصول یا فعالیت               شرکت کمک جسته و آن را به عنوان طرح آرم ، معرفی کنید، هم می  توانید از سمبل ها              و نماد کمک بگیرید.

مثلا آرم یک کافی شاپ می تواند یک فنجان قهوه باشد که خود مستقیما بیانگر               نوع فعالیت صاحب آرم است. یا آرم یک شرکت تولید توپ های ورزشی  می تواند              مثلا یک توپ ورزشی باشد و ...

در طراحی توسط پیکتوگرام بهتر است به مفاهیم القایی از اشکال و رابطه آن               با مشتری و نوع فعالیت آن فکر کنید. معمولا علائم القا کننده  مفاهیم ویژه              در خصوص موضوع خواهند بود. مثلا به آرم تجاری  شرکت پژو اگر نظرکنید می بینید              که هیچ ردی از خودرو در این  لوگو مشاهده نمی شود، اما علامت شیر که سمبل قدرت و              ریاست  است، نوعی حس خوب در خصوص این محصول را منتقل می کند. بنابراین سمبل ها،               نمادها یا نشانه ها بصورت مستقیم یا غیر مستقیم در طراحی  پیکتوگرام استفاده می شود.


آرم ترکیبی از پیکتوگرام و نوشتار:
               این نوع آرم ها هم از المانهای پیکتو هم از نوشتار درقسمتی از  طرح بهره               جسته است. معمولا شکل زیبایی ندارند. زیرا بهتر است  آرم تصویری ابتدائا               بدون نوشتار رسم شود، و این ترسیم به  گونه ای باشد که  نوشته ی دلخواه بعدا               به آن اضافه شود، نه  آنکه نوشته خود جزوی از آرم شود.


نشانه های پیامی و شعاری
                          یک نوع دیگر نشانه نیز وجود دارد که نمادیست که حاوی  انتقال پیام              شعارگونه در آن است و شعار آن سازمان را منتقل می  کند نه نام یا              فعالیت آن موسسه. این نوع نشانه ها را، نشانه  های شعاری می گویند.              نمونه آن می توان به آرم شرکت نوکیا که  از دو دست که در هم تنیده است و              حاوی پیام انتقال یا دستگیری و  ارتقا را می رساند، اشاره نمود.              از نمونه های دیگر نشانه های  شعاری می توان به نشانه یکی از بانک های              ژاپنی اشاره کرد که  آرم آن یک قلب قرمز در داخل یک مربع می باشد که پیام همدلی              را  منعکس می نماید.
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:19:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>لوگو یا آرم چیست؟</title>
<link>https://shomal24.loxblog.com/لوگو-یا-آرم-چیست</link>
<guid>https://shomal24.loxblog.com/لوگو-یا-آرم-چیست</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
 
لوگو یا آرم چیست؟
 
&nbsp;لوگو یا نشانه نمادیست برای بیان کردن یک عبارت یا القا نمودن یک مفهوم.              آرم ها چیزی شبیه امضا یا نشانه ای برای وجود یا حضور شخص یا موسسه ای است که              آرم متعلق به آن است، می باشد. آرم ها در هر جایی که حضور آن موسسه یا شخص              یا رویداد صاحب آرم در آن وجود دارد ثبت می گردد و نشاندهنده رد برجای مانده از او              در آنجا است.
 
طراحی نشانه یکی از تخصصهای رایج و منحصر به فرد در طراحی های گرافیکی              محسوب می شود و سابقه طراحی نشانه به زمانهای بسیار بسیار دور بر می گردد،              آنجا که انسانهای اولیه برای انتقال مفاهیم مربوط به مثلا شکار در یک نقطه،              علائمی را روی دیوار غارها ثبت می کردند و هر کجا آن علامت دیده میشد،              مفهوم واحدی را به مخاطب و بیننده منتقل می نمود.

از تحولات مربوط به ثبت نشانه ها در دیواره غارها بود که حروف و به تبع آن خط اختراع گشت.

لوگو نشانه یا علامتی گرافیکی است که توسط سرمایه داران تجاری، موسسات              و حتی اشخاص حقیقی، برای متمایز کردن خود از دیگران در دید عموم،              استفاده می شود. لوگوها یا تماما گرافیکی هستند (سمبول یا              آیکون) و یا از نام تجاری سازمان یا موسسه تشکیل شده اند              (لوگوتایپ یا ورد مارک).

در دوران حروفچینی با فلز داغ، لوگوتایپ، مجموعه ای از فونت ها              و کاراکترها بود. در دوران کنونی که عصر ارتباطات است، لوگوی یک شرکت،              اغلب مترادف با مرغوبیت یا برند شرکت است.
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:19:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نشانه چیست؟</title>
<link>https://shomal24.loxblog.com/نشانه-چیست</link>
<guid>https://shomal24.loxblog.com/نشانه-چیست</guid>

<description><![CDATA[
نشانه چیست؟
نشانه همان علامتی است که در دل خود نماینده مفهوم چیز دیگری است. نشانه              ها برای بیان مفاهیم بزرگ در دل عناصری کوچک به کار برده می شود. نشانه های              تصویری بهترین و مناسب ترین نوع نشانه برای انتقال مفهوم خاص در میان              جمعیت کثیری از آدم ها با زبانها و فرهنگ های مختلف است. وقتی زبان              غیر مشترک از بیان مفهومی خاص قاصر می گردد، نشانه های بصری و              تصویری جای خود را باز کرده و مناسب ترین عنصر، برای انتقال مفاهیم              می گردند.
با آنکه هزاران سال از تمدن بشر گذشته است و زبانها، فرهنگ ها، خط              و ... بسیاری در سراسر دنیا پدید آمده اند، اما زمانی که صحبت از زبان              مشترک و واحد به میان می آید، تنها نشانه ها و زبان تصویر است که              کارگشا می گردد.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:19:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زندگینامه ژرژ براک ( نقاش و مجسمه ساز فرانسوی )</title>
<link>https://shomal24.loxblog.com/زندگینامه-ژرژ-براک--نقاش-و-مجسمه-ساز-فرانسوی</link>
<guid>https://shomal24.loxblog.com/زندگینامه-ژرژ-براک--نقاش-و-مجسمه-ساز-فرانسوی</guid>

<description><![CDATA[
زندگینامه ژرژ براک
 &laquo; یکی از بانیان بزرگ جنبش کوبیسم &raquo;

ژرژ براک(به  فرانسوی:  Georges Braque)  &rlm; (۱۹۶۳-۱۸۸۲) نقاش، مجسمه ساز و چاپگر فرانسوی, وی از پیشگامان هنر مدرن و  یکی از بنیان گذاران جنبش کوبیسم به شمار می&zwnj;آید. آثار فووها درسالن پاییز  (۱۹۰۵) او را سخت تحت تأثیر قرار داد. اثرپذیری از فوویسم را در  منظره&zwnj;هایی که او با تکه رنگ های خالص نقاشی کرده است، به روشنی می توان  بازشناخت.) بندرگاه آنتورپ- ۱۹۰۶) براک این منظره ها را نخستین آثار مورد  علاقه ی خود به شمار می&zwnj;آورد. او در ایجاد بافت های مرمرین و چوبین روی  بوم، بر پیکاسو مقدم بود.
براک و پیکاسو با ژرف نگری در ساختمان اشیاء تفسیری نو از واقعیتی مرئی  عرضه کردند و نمونه ای برای تحولات بعدی نقاشی و پیکره سازی خلق کردند که  در آن ها انضباط بصری در قیاس با کارهای پیشین، تخفیف یافته است. کیفیت  هایی که آثار کوبیست براک را از آثار کوبیست پیکاسو در مقایسه با کارهای  پیشین او متمایز می&zwnj;کرد -از جمله خصلت نقاشانه- در برخی از آثار این دوره  آشکارتر می&zwnj;شوند. (گیتار و پارچ آب ۱۹۲۷)
این مرحله از هنر پالایش یافته ی براک، مفهوم زیبایی &laquo;کلاسیکی&raquo; را بر اساس تعادل و نظم در قالبی نو ارائه می&zwnj;دهند...&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
به ادامه مطلب مراجعه کنید.
&laquo;زندگینامه ژرژ براک&raquo;
براک در ۳۰ می ۱۸۸۲ در ارژانتوی،  شهری نه چندان دور از پاریس به دنیا آمد. امروزه آرژاتویی از طریق  امدادهای شهری تغذیه می شود اما در زمان کودکی براک به عنوان شهر کوچکی که  امپرسیونیست ها در آن نقاشی می کردند، به یاد آورده می شود.
کلود مونه که در دهه ی ۱۸۷۰ در آن جا زندگی می کرد، تصاویری از ارژانتوی  آن زمان که در بدو تبدیل شدن به روستایی صنعتی بود اما همچنان با رودخانه  ای که با قایق ها خال خال شده بود و سواحل سرزنده اش به یاد آورده می شد،  نقاشی کرده است.گوستاو کالیبو معمار نیروی دریای پاریسی که از امپرسیونیست  ها حمایت می کرد، آثار آنان را جمع آوری و گاهی همراه آنان نقاشی می کرد،  زمانی که خانواده براک در آنجا زندگی می کردند خانه ای ساخت و براک آن را  به عنوان نقطه عطفی به یاد می آورد. وقتی براک هشت ساله بود، خانواده اش به  لو اور (Le Havre) نقل مکان کردند.این شهر بندری هم امپرسیونیست ها را با محتوای اصلی تغذیه می کرد.
براک تأکید می کند که گذراندن سال های کودکیش در مکان هایی که با هنر  پیشرفته ارتباط نزدیکی دارند در آنچه که او&quot;احساس برای نقاشی&quot;می نامد، سهیم  بوده است.گرچه به نظر بعید می آید که امپرسیونیست های نوظهور لطف چندانی  در خانواده ی براک که دستی در نقاشی داشتند،یافته باشند.خلق هنر به طور  واضح، وظیفه ی جدی و مشروع به شمار می رفت. هم پدر و هم پدربزرگ براک هر دو  نقاشانی آماتور بودند.پدر براک منظره هایی به شیوه ژان باتیست کامیل کورو  می کشید که با موفقیت کافی برای نمایش هر از چند گاه آنها در سالن حزب  محافظه کار هنرمندان فراهم می شد. پسرش او را در سفرهای نقاشی یکشنبه  همراهی می کرد و هنگام نقاشی کردن او را تماشا می کرد. تحصیل رسمی براک  ناچیز بود، او در سال های پایانی زندگی اش اظهار می کند که در حدود سن  دوازده سالگی با کپی کردن تصاویر روزنامه محبوب &quot;جیل بلاس&quot;، که پدرش هم در  آن اشتراک داشت به خودش نقاشی یاد داده است. براک جوان به خصوص طراحی های  پر حرکت تئوفیل استاینلن و هنری تولوز لوترک را دوست می داشت و پوستر های  آرت نووی آن زمان مجذوبش می کردند و شبانه طراحی های دلخواه لوترک را از  دیوار می کنده است. خانواده ی براک علاقه ی او به هنر را تشویق کردند و به  او دوچرخه ای هدیه دادند و اجازه دادند که با پول توجیبی اش جعبه رنگی  بخرد.
وقتی که همچنان در دبیرستان بود، در کلاس های عصرانه ی مدرسه هنر های  زیبا شرکت کرد، که تفاوت اندک آن را با کلاس های عادی طراحی مدرسه که او را  بی حوصله می کرد را یادآور می شود. تاریخ دوستی براک با رائول دافی که  ظاهراً تنها پسر دیگری در لواور بود که برای نقاشی کردن تلاش می کرد به آن  زمان بر می گردد. برادر بزرگتر دافی به براک فلوت یاد می داد.
فوویسم 



 

 &rlm;


اثرپذیری از فوویسم  را در منظره&zwnj;هایی که او با تکه رنگ&zwnj;های خالص نقاشی کرده&zwnj;است به روشنی  می&zwnj;توان بازشناخت. براک این منظره&zwnj;ها را نخستین آثار علاقهٔ خود به شمار  می&zwnj;آورد.انرژی و شدت تصاویر فوو ها براک را هیجان زده کرده بود، با این  وجود با موفقیت آشکار به خلق آثار به شیوه تونال و سرد نقاشی های نورماندی  ادامه داد وقتی در بهار 1906 هفت تابلو از مناظر، طبیعت بیجان ها و یک  برهنه را با این شیوه به سالن مستقل ها ارائه داد، همه پذیرفته و آویزان  شدند.این اولین نمایشگاه براک بود و قابل درک می بود اگر نقاش جوان، هیجان  داوران را به عنوان تشویقی برای ادامه دادن سبکی که شروع کرده بود، قبول  کند. اما برعکس، او این برنامه را به عنوان جمع بندی یک دوره به شمار آورد،  نه شروع آن.
براک به طور واضح برای گونه ای تغییر آماده بود و حتی دیدن آثار ماتیس،  درن، دافی، فریس و دیگر اعضای فووها در همجواری نزدیک آثار خودش در سالن  مستقل ها نارضایتی اش را متبلور کرد و او را در تغییر دستیابی اش به صورت  افراطی به تفکر واداشت.
سزان 
می گویند کوبیسم از نقاشی سزان نشأت گرفته و متضمن بازنمایی اشیا از  زوایای مختلف است. نقاشی های کوبیستس به راستی در مواردی نقاشی های رنگ  روغن و آبرنگ های سزان را تداعی می کنند که در آن ها گویی سطوح مختلف اشیا  به وسیله ضرب قلم های درشت و مجاور هم نمایانده شده اند. سزان به براک  چگونگی زنده کردن هیجان و اندازه روی بوم را بدون نیاز به تصویر کردن جزء  به جزء توده ها نشان داد.ولی سزان می خواست نقش مایه هایش را شفاف و بی  ابهام بازنمایی کند و به وجود مادی آن ها، و فضاهای بین آن ها، ارزش  درخورشان را بدهد. او به استثنای مواردی نادرف ساعت ها نقش مایه اش را اتود  می کرد تا بتواند آن را روی بومش جفت و جور کند. پیکاسو و براک برای  موضوعات تابلو هایشان چنین وسواسی نداشتند. گویی آن ها بیش از شور و احساس،  از روی تفنن، سوژه هایشان را می پرداختند و توجهشان بر گویش تصویری شان  متمرکز بود. اما هر چه به اواخر ۱۹۰۹ نزدیک می شویم، براک به دنبال پیکاسو  به اهمیت فضای بین توده ها بیشتر از خود توده ها علاقه نشان می دهد. در آن  چه او &quot;این راهی که کسی پیش می گیرد تا به سمت شیء برود&quot;می نامد.
اگر براک به آن سبک نقاشی کردن ادامه می داد، هم اکنون به عنوان یکی از  مهم ترین اعضای نسل خودش به شمار می آمد. اما همانطور که براک حداقل ده سال  پس از اولین نمایشگاهش با کان وایلر در دفترچه یادداشتش می نویسد:&quot;نباید  چیزی را که آرزوی خلقش را داری تقلید کنی.&quot;براک آثار سزان را در سال ۱۹۰۸  تقلید نمی کرد.بیشتر از آن سعی در باز آفریدن صادقانه ی آن چه که در طبیعت  می دید داشت، اما به خاطر اتفاقات بعدی او احساس می کند که باید فاصله خودش  را با استاد منتخبش بیشتر کند.
مراحل تکاملی در کار براک (۰۹-۱۹۰۸) 
در پاییز ۱۹۰۸، هنگامی که براک از استاک به پاریس برگشت مجموعه ای از  آخرین منظره های خود را به سالن پاییز عرضه کرد که هیئت داوران آن ها را رد  کردند. لذا وی در ماه نوامبر این آثار و چند پرده ی دیگر را در گالری کان  وایلر به نمایش گذاشت و به همین مناسبت بود که لوئی ووسل ، در مقاله ای در ژیل بلابرای اولین بار به روش کار او در تبدیل&laquo;همه چیز، منظره، فیگور، و خانه ها،  به خطوط هندسی و مکعب&raquo; اشاره کرد.چند ماه بعد همین منتقد، ضمن نوشته ای  درباره ی نقاشی هایی که براک در ماه مارس ۱۹۰۹ در &laquo;سالن مستقلین&raquo; به نمایش  گذاشت، از &laquo;شگفتی های کوبیک&raquo; او سخن به میان آورد. و به این ترتیب شیوه ی جدید نقاشی در نزد مردم به کوبیسم شهرت یافت.
پیشرفت براک به سوی کوبیسم از منظره های سزان گونه ی استاک به بعد  پیشرفتی مداوم و سریع بود، اما در حالی که پیکاسو فرم ها و حجم ها را با  سادگی ابتدایی شان نشان می داد و مکان فضایی شان را هموار می نمود تا از  عقب رفتن و عمق یافتن آن جلوگیری کندَ، براک اشیاء را در سطح تابلو به گونه  ای ارائه می کرد که عمق فضای پیرامون آن ها مبهم می شد. او هنوز آن قدر  آمادگی نداشت که بدون توسل به پرسپکتیو با مشکل نمایش فضا درآویزد. با این  همه او نیز همچون پیکاسو می دانست که این امر موکول به زمانی می شد که آن  ها بتوانند هر شیئی را چنان بنمایانند که مجسمه گونه و قابل لمس جلوه کند.  براک یک بار کفت:&laquo;این کافی نیست که مردم را به دیدن چیزی که کشیده ایم  وادار کنیم؛ آدم باید بتواند آن ها را به لمس کردن وادارد.&raquo; لذا در این  هنگام جدل میان آن دو واقعیتی که تکامل کوبیسم بدان ها وابسته بود- یعنی  واقعیت فضایی اشیاء و واقعیت سطح هموار تابلو- درگرفته بود.
در اینجا نگاه به &laquo;درختان سبز در استاک&raquo; (۱۹۰۸)[4] اثر رائول دوفی  ، که مدتی از تابستان را در کنار براک کار کرد، می تواند مفید باشد. زیرا  دوفی، شاید به خاطر آن که بیشتر تحت تأثیر ماتیس بود تا سزان، نسبت به  واقعیت گرایی تمایلی نداشته، و برخلاف براک و واقعیتی فضایی یا ملموس رغبت  نشان نداده است. این ترکیب بندی دوفی مرکب از فرم های طبیعی خلاصه شده است  که با حالت تزیینی در فضایی کم عمق جا گرفته اند: لذا تأثیر حاصله را می  توان با یک پرده دیوارکوب مقایسه کرد. حال آن که براک و پیکاسو در نقاشی  های خود علاقه ی مشترکی به نمایش دروس واقعیت نشان می دادند و این به طور  گسترده ای آثار آن ها را از آثار دوستانشان متمایز می کرد[7 و 8] نکته قابل  توجه این که دوفی لاس زدن با کوبیسم را در همین جا متوقف کرد.
براک وپیکاسو
اولین بار گیوم آپولینر بود که ژرژ براک را به کارگاه پیکاسو برد.  آپولینر با سمت ها و مشاغل مختلفش به عنوان روزنامه نگار، منتقد هنری،  سخنگو و مدیر نمایشگاه، دارای نفوذ و تأثیر بسیاری بود و نیز با هنرمندان  بی شماری در پاریس و خارج از پاریس روابط دوستانه ای داشت. بنابراین برای  وی کار ساده ای بود که براک جوان را به پیکاسو، که انقلابی را بنیان نهاده  بود، معرفی کند.احتمالاً اواخر نوامبر یا اوایل دسامبر سال ۱۹۰۷ بود که  براک با همراهی آپولینر به کارگاه پیکاسو رفت. در آن زمان، پیکاسو به تازگی  کار بر روی تابلوی دوشیزگان آوینیون  را به پایان برده بود و تابلوی سه زن (Trois Femmes) را آغاز کرده بود.  واکنش ژرژ براک نسبت به تابلوی دوشیزگان آوینیون پیکاسو غیرعادی بود. به  گفته ی فرنانده اولیویه، همسر پیکاسو در آن زمان، براک بعد ار دیدن این  تابلو با هیجان گفت: &laquo;ظاهراًشما با تابلوهایتان می خواهید در ما احساسی را  برانگیزید که گویی مجبور به بلعیدن طناب یا نوشیدن نفت سفید شده ایم.&raquo; براک  در خود فرو رفته بود و در ابتدا این طور به نظر می رسید که قادر نیست با  چیزی که دیده بود رابطه برقرار کند.
این حالت می باید به سرعت تغییر کرده باشد، زیرا از آن زمان به بعد  نقاشی های براک حکایت از یک دانش و درک عمیق از آخرین تابلوهای پیکاسو  داشت. همچنین یک رابطه دوستانه نزدیک، به سرعت بین این دو نقاش شکل گرفت.  در مراحل اولیه این رابطه، براک موضوعات جدیدی در کارش وارد می کرد. او در  سال ۱۹۰۸ تابلوی برهنه ی بزرگ(Grand nu)، یکی از معدود زنان برهنه اش را  خلق کرد که با ابعاد ۱۴۰*۱۰۰ سانتی متری اش &mdash;بنابراین از این لحاظ قابل  مقایسه با تابلوی بزرگ دوشیزگان آوینیون پیکاسو بود&mdash; یکی از تابلو های عظیم  براک به شمار می رفت.
وقتی در ۱۹۰۷ دیدارهای این دو جوان نقاش بیشتر شد، تحت تأثیر الهامات  متفاوتی قرار داشتند.همچنان که براک در جنوب بررسی های جزء به جزء و زیبایی  شناسانه اش از قلمروی سزان را تقویت می بخشید، پیکاسو اشیای آفریقایی موزه  قوم نگاری تروکادرو را کشف می کرد و شروع به کشیدن بدن های برهنه ای با  صورت های ماسک مانند و آناتومی های عجیبی از زوایا و برآمدگی ها کرد.
به دلیل تبادل نظریات بسیار عمیق و ارتباط دوستانه ای که میان این دو  هنرمند بود، ویژگی های مشترک بسیاری در کار آن ها وجود داشت که طبیعتاًهم  دوره های آنان نیز، گاهی اوقات به طور انتقادی، این امر را مشاهده کرده  بودند. بنابراین تابلویی که براک در سال ۱۹۰۸ از یک زن برهنه ترسیم کرد و  برایش غیر معمول بود، شباهت های قابل توجهی با تابلوی دوشیزگان آوینیون  پیکاسو دارد. دانیل-هنری کان وایلر، معرفی کننده هر دو هنرمند، شاهد این  بود که در زمستان سال۹-۱۹۰۸&laquo;کار مشارکتی و هم زمان این دو هنرمند&raquo;آغاز شد.  کان وایلر در اثر موفقش، &laquo;طلوع کوبیسم&raquo;، در سال ۱۹۲۰ نوشت:

&laquo;هر دوی این هنرمندان از بانیان بزرگ کوبیست هستند.  همکاری این دو در توسعه این هنر جدید بسیار به یکدیگر وابسته است به طوری  که اغلب به سختی می توان آن ها را از هم تشخیص داد. خارج از عالم دوستی،  بحث های برادرانه ای بین آن ها به وجود می آمد که باعث پیشرفت در نحوه ی  بیان جدیدی می شد و گاهی این و گاهی آن دیگری اول اقدام به استفاده عملی در  کارهایش می کرد. این اعتبار مدیون هر دوی آن هاست. هر کدام از آن ها در  جای خود، هنرمندان بزرگ و قابل تحسینی هستند.&raquo;

پابلو پیکاسو و ژرژ براک کمابیش هر روز با یکدیگر ملاقات داشتند و عقایدشان را در مورد مسائل هنری
عمیقاًبا هم در میان می گذاشتند. پیکاسو خاطر نشان می سازد: &laquo;تقریباًهر  شب یا من برای دیدن براک به کارگاهش می رفتم یا او نزد من می آمد. ما هر دو  باید آن چه را دیگری در طول روز انجام داده بود، می دیدیم.&raquo; ارتباط آن ها  همراه با اعتماد کامل بود. بحث های فشرده ی میان این دو هنرمند به طور خاص  زمانی آشکار می شد که آن ها در طول ماه های تابستان و معمولاً در مکان های  مختلفی خارج از پاریس به اقامت فصلی می پرداختند. فقط در این دوران بود که  آن ها به ارتباط مکاتبه ای اکتفا می کردند و امروزه این مکاتبات، یا حداقل  گزیده ای از آن ها، ما را به تاریخچه دوستی شان نزدیک تر می کند. برای  مثال، در سپتامبر سال ۱۹۱۲ ، ژرژ براک در نامه ای به تاجر آثارش، کان وایلر  شکایت می کند که: &laquo;عزیمت پیکاسو خلاء بزرگی را ایجاد کرده است.&raquo; پیکاسو  نیز برای دوست نزدیک اش دلتنگی می کرد؛در ماه مه سال ۱۹۱۲ وی به براک  اینگونه نوشت: &laquo;اما من دلتنگ هستم. کجاست آن پیاده روی ها و احساساتمان؟ من  نمی توانم در نوشته ها بحث هایمان را در مورد هنر پیش ببرم.&raquo; در اوایل سال  ۱۹۱۳ وقتی براک در نامه ای به پیکاسو می نویسد: &laquo;خیلی بد است که تو نمی  توانی تلفنی با شهر سره ارتباط داشته باشی - این جا چه بحث های شیرینی در  مورد هنر انجام می دهیم&raquo;، پیکاسو متوجه می شود که گفتگوهای پرشوری را با  دوست هنرمندش براک از دست داده است.
نزدیکی این دو هنرمند منجر به این شد که موضوعات مورد انتخاب آن ها،  بدون هماهنگی قبلی، همه یکسان باشد. بنابراین براک و پیکاسو در زمستان سال  های ۹-۱۹۰۸ خودشان را سرگرم موضوع طبیعت بیجان کردند و به همین دلیل نیز -  در مقایسه با آبتنی کنندگان سزان- به سراغ یکی از موضوعات ابتدایی پل سزان  رفتند. در اینجا باتید یه این نکته توجه داشت که ژرژ براک در گذشته عمدتاً  با ترسیم مناظر سروکار داشت، در حالی که پیکاسو با هیئت انسانی رابطه  احساسی برقرار می کرد.
مواجهه با مجسمه های آفریقایی در حدود سال ۱۹۰۶، و نمایش مجموعه آثار  سزان در سال ۱۹۰۷ عوامل اصلی سوق دادن ژرژ براک و پابلو پیکاسو به ابداع  کوبیسم بین سالیان ۱۹۰۷ و ۱۹۱۴ است.این  دو هنرمند در دو مرحله تحولی، نقاشی را از پیوندهای قبلی اش به واقعیت  بیرونی می رهانند و پیش نیازهای نظری و هنری یک هنر خودسامان را به وجود می  آورند.
از کوبیسم نخستین تا اوج کوبیسم(۱۹۱۲-۱۹۰۹) 
نخستین بار در کارهای پیکاسو و براک، به ویزه در نقاشی های حدود سال های  ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۱ آن هاست که شکل نمایی [یا فیگوراسیون] در برابر انتزاع [یا  آبستراکسیون] قرار می گیرد و تقابل آن ها، نظرها را به خود جلب می کند. این  آثار عنوان کوبیسم تحلیلی [یا آنالیتیک] را می یابند، و هر چند این اصطلاح  [به لحاظ معنا] مانند بسیاری از برچسب های کوتاه شده ی دیگر گمراه کننده  است،ارجاع و اشاره به آن دوره یا سبک آثار پدید آمده را تسهیل می کند.(روش  های تشریح و تجزیه و تحلیل عقلانی، نا متکی به مشهودات خود آثار، معنای  مستتر در این اصطلاح است.)
در مرحله نخست کوبیسم، براک و پیکاسو رهیافت ساختاری سزان را فارغ از  شیوه رنگ پردازی اش برمی گیرند و با محدود کردن خویش به رنگسایه قهوه ای و  اخرایی و سبز و خاکستری بیشتر بر فرم کارشان تأکید می ورزند. آنان از طریق  تجزیه ی موزون جسم و فضا به تراشه های کوبیستی گام به گام شکل چیزها را  ساخت گشایی می کنند و نوعی ساختار بلورآسای مستقل از شیء می آفرینند، چنان  که نقاشی هایشان خوانایی تصویری مرسوم را از دست می دهند و به شکل بندی های  صوری خودسامان تبدیل می شوند.
دوشیزگان آوینیون نوعی پیوند و همکاری بین پیکاسو و براک به وجود آورده  بود. آن ها مدتی در یک محل با هم زندگی می کردند، معاشر و همدم یکدیگر  بودند و کارهای یکدیگر را با دقت از نظر می گذراندند.با وجود آنکه مشرب و  مزاجی کاملاً متفاوت از یکدیگر داشتند، ولی حتی امروز هم دشوار بتوانیم از  روی ظاهر تابلوهایی که در آن سال ها کشیده اند، تشخیص بدهیم که کدامشان  پدیدآورده ی کدام یک از آن ها بوده اند.براک بعد ها گفت که آن ها &laquo;همچون دو  کوهنوردی بودند که طنابی آن دو را به هم متصل می کرد.&raquo; موضوعات تابلوهای  کوبیست تحلیلی ان ها تقریباً همیشه موضوعات داخل آتلیه بودند:بیشترشان نقش  اشیاء [یا طبیعت بیجان] و گاه مدل های نشسته در میان اشیاء. عناوینی که  تابلو ها را با آن ها می شناسیم، فروشندگان تابلوها ، به قصد سهوت ارجاع به  آن ها و نیز کمک به مخاطبان، انتخاب می کردند.اشیاء واحد یا مشابه، تکی و  گروهی، بارها و بارها در نقاشی های آن ها تکرار می شوند. از جمله نمونه های  اولیه ی نقاشی این دوره ی آن ها، گیتار و آکاردئون (۱۹۰۸) ، کار براک است  که شاید نخستین کار از مجموعه ی تابلوهای نقش اشیاء آن ها از آلات موسیقی  باشد(شکل 43). هر دو چندین ساز موسیقی داشتند، ولی این تابلو چنین می  نمایاند که براک آن را به کمک تخیل خویش، و نه از روی مجموعه ای از اشیاء  که روی میز بدین منظور چیده شده باشند، کشیده است. بنابراین، این تابلو از  روی دانش نقاش، و نه دیده های او، کشیده شده است، و این دانش، بدون شک  آشنایی با نقاشی طبیعت بیجان قرن هجدهم فرانسه و بازتاب آن در نقوش برجسته ی  کنده کاری و قالب گیری تزیینی را شامل می شده است که وجه مشخصه ی تزیینات  داخلی باب روز روکوکو بودند.بطور کلی می توان گفت که پیکاسو و براک نقاشی  های کوبیستی شان را بدون نگاه به مدل می کشیدند.
از زمانی که براک و پیکاسو نیروهای خود را یک کاسه کردند و به قول براک،  &laquo;به دو کوهنورد که با طناب به یکدیگر متصل شده اند&raquo; شباهت پیدا کردند،  تکامل کوبیسم در واقع بیان نوعی بده بستان منظم میان طبایع مختلف آن ها  بود. هر دو می کوشیدند تا کیفیات شخصی کار خود را بالا ببرند آن را بهتر  کنند و به خاطر سبک کوبیسم به یک نوع گمنامی دوجانبه تن در دهند، و این از  اکراهی که در آن روزها از امضاء کارهای خود داشتند مشهود است. به همین دلیل  ما نمی توانیم تفکیک آشکاری میان سهم آن ها قائل شویم &mdash; حداقل تا پیش از  سال ۱۹۱۴ &mdash; و یا اهمیت نسبی یکی را بر دیگری ارزیابی کنیم. با این حال،  امروز که به آثار ایشان نگاه می کنیم،نقاشی های آن دو خیلی کمتر از آن فاقد  شخصیت جلوه می کنند که احتمالاً خود گمان می کردند؛و چشم مجرب به طور  غریزی میان آن ها فرق خواهد گذاشت. لذا به طور کلی، کافی است بگوییم در  حالی که نقاشی های پیکاسو به طرزی کاملاً آشکار خطی تر و خشک تر، و از حیث  بیان بی واسطه تر، و حتی از جهت تصور مجسمه گونه تر هستند،آثار براک نقاشی  نماتر، تغزلی تر،ملایم تر، و منسجم ترند.

تأثیر اتحاد این دو مرد به زودی در کار براک، مخصوصاً در دو طبیعت بیجان  عالی &laquo;ویولن و پیانو&raquo; و &laquo;پیانو و ماندولین&raquo; که در زمستان ۱۰-۱۹۰۹ ترسیم شده  اند، ظاهر شد. در اینجا براک به پیکاسو نزدیک شده و در تجزیه و تحلیل فرم  ها شهامت بیشتری از خود نشان داده است، به نحوی که تراش بندی های او  استادانه نر شده و او تداوم خطوط محیطی را از میان برده و حجم را از طریق  مجموعه ای از مکعب های درهم بافته ارائه کرده است. معهذا اشیاء ارائه شده  خوانا و روشن باقی مانده اند. اهمیت این پاره پاره کردن را براک بعداً روشن  کرد و گفت این کار وسیله ای است برای نزدیک تر شدن به اشیاء &laquo;در محدوده ای  که نقاشی اجازه می دهد&raquo; و همچنین وسیله ای است برای ارائه ی &laquo;فضا و حرکت  در فضا&raquo;. به عبارت دیگر،این طریقه ای بود برای تلفیق دانش او از نظم سه  بعدی طبیعت با این اعتقادش که نظم تصویری معادل آن نباید به حریم سطح  دوبعدی تابلو تجاوز کند. اما تذکر این نکته هم اهمیت دارد که نه در کار  براک و نه در کار پیکاسو، در فرآیند تجزیه و تحلیل کوبیستی هیچگونه محاسبه ی  ریاضی قبلی در کار نبود. تجزیه تحلیل آن ها از فرم، که عبارت بود از ترکیب  وجوه مختلف یک شیء به طوری که چشم بتواند حجم کلی آن را دریابد، برخی از  نویسندگان را به اشتباه انداخته است و آن ها این تجزیه و تحلیل را متضمن  اشاره ای به&laquo;بعد چهارم&raquo; یا بعد زمان، دانسته اند.چنین تعبیری به یقین  نادرست است.  باید گفت که چنین تعبیری شاید در مورد کارهای کوبیستی دوشان و یا آثار  برخی از فوتوریست ها صادق باشد، ولی در مورد براک و پیکاسو به هیچ روی  مصداق ندارد.زیرا نه براک و نه پیکاسو، خود یا بیننده آثارشان را در حال  قدم زدن در اطراف، یا در میان اشیایی که ارائه می نمودند مجسم نمی  کردند.غرض آنها این بود که تراش های مختلف یک فرم، همزمان، به صورت عناصری  دیده شوند و موجودیت بیابند که در روی یک سطح هموار قرار گرفته اند؛سطحی که  نمی خواهند هیچ گونه توهمی از فضا ارائه نماید، معهذا نوعی نمایش در فضا  در آن هست.درست است که این دو هنرمند در حذف وحدت موضع ناظر ، نقطه گریز،  تابش نور،و خط افق از سزان پای فراتر می نهند، اما تجزیه فضا و اشیا نتیجه ی  بازنمایی همزمان زوایا و دیدگاه های مختلف نیست و ناشی از ملاحظاتی است  یکسر متفاوت.این عمل در واقع پیش شرط تعیین کننده ی &laquo;سنکوب&raquo; یا تغییر جای  اصلی صفحه ی تصویر است که از طریق آن براک و پیکاسو قلمرو جدیدی را در  نقاشی مشخص می کنند که جَز بعدها در حوزه ی موسیقی نشان داد.
دو طبیعت بیجان براک که ذکرش گذشت،  و &laquo;زن نشسته&raquo;ی پیکاسو، مرحله ای را نشان می دهد که در آن تکامل تکنیک تراش  بندی&mdash; که آنها به مدد آن می توانستند حجم را نشان بدهند و فضا را قابل لمس  گردانند&mdash; باعث شد که دو هنرمند متوجه شوند می باید در مورد استفاده از رنگ  ونور تصمیم بگیرند.در این سه تابلو هر دوی آنها از رنگ های محدود ولی  متنوع سبز، اُکر، و خاکستری استفاده کرده و قسمت های مختلف اشیاء را از  زوایای مختلف نور داده اند.به عبارت دیگر به رنگ واقعی اشیاء اتنایی ننموده  و خاص تصویری خود را به فرم ونور تحمیل کرده اند. براک حتی با رفتار طعنه  آمیزش با میخی که در بالای تابلو ترسیم شده و پالتی از آن آویزان است بر  ناهماهنگی های حاصله و ابداعات سبک شناختی کوبیسم تأکید کرده است.چرا که  این میخ را به صورتی کاملاً چشم فریب و طبیعت گرایانه کشیده و با سایه ای  صحیح و به جا تکمیل اش نموده و بدینوسیله به تضاد میان روش ابداعی خود و  روش چشم فریب و آشنای نمایش واقعیت اشاره کرده است.باری، تکنیک تراش بندی  ترکیب پیچیده ای از سطوح ایجاد می کرد که در تراز های مختلف با راستاهای  گوناگونی قرار می گرفتند.اضافه بر این سطوح، براک شبکه ای از سطوح کوچک در  هم رفته را نیز به کار می گرفت تا به اشیاء و فضای پیرامون آن ها یگانگی  بدهد. اینجا بود که برای هر دو هنرمند مسأله تفکیک سطوح از یکدیگر جنبه ای  اساسی پیدا کرد. انجام این کار با کنتراست های رنگ های قوی ممکن بود  ساختمان ظریف فضایی را در هم بریزد. و اگر به نور متوصل می شدند با مسائل  اصلاح رنگ و سائیدگی فرم مواجه می شدند. بنابرین براک وپیکاسو ضمن بذل توجه  به نمایش اشیاء و تکمیل سیستم یادداشت برداری فضایی کوبیسم، از نقش نور  کاستند و رنگ های مورد استفاده ی خود را به رنگ های خنثای خاکستری و اکر  محدود کردند.
نیت اساسی براک و پیکاسو از ابداع کوبیسم صرفاً این نبود که بیشترین  اطلاعات ضروری را درباره ی فیگورها یا اشیاء به بیننده بدهند، بلکه می  خواستند واقعیت بصری را به صورت هنری غیر تقلیدی و متکی به خود هرچه کاملتر  باز بیافرینند. آن ها هنوز نظام یادداشت برداری جامعی به وجود نیاورده  بودند، پس مشکل بعدی شان ساختن چنین نظامی بود. در این مرحله، کوبیسم، به  ویژه در کار پیکاسو، به مرز تجرید کامل رسید، زیرا در اواسط ۱۹۱۰ در حالی  که توجه شان به این جنبه معطوف شده بود&mdash; همچنان که یک بار دیگر در ۱۹۱۱ این  موضوع تکرار شد&mdash; براک و پیکاسو برای مدتی پذیرفتند که محتوای عینی  تابلوهاشان(که تا آن زمان آشکار بود) از زیر ترکیب مسلطی از خطوط و سطوح  تنها به صورتی خفیف خود را نشان بدهد (نوازنده کلارینت، ۱۹۱۱ پیکاسو). در  این جا به پیچیده ترین لحظه ی &laquo;اوج&raquo; کوبیسم می رسیم؛ مرحله ای که به  &laquo;سربسته&raquo; مشهور شده است. اما این صفت سربسته که معنای کیپ یا غیر قابل نفوذ  و درنیافتنی را دارد کاملاً نامناسب است البته یک چشم ناآزموده ممکن است  در ابتدا در فهم این نقاشی ها دچار اشکال شود، اما تفسیر و تعبیر آن ها  شدنی است. کافی است این نکته را بدانیم که در آثار این مرحله، خطوط و سطوح،  جنبه ها و بخش های مختلفی از بدن یا اشیاء را نشان می دهند و از زوایایی  می گذرند که،گر چه گاه با واقعیت های طبیعی مطابقت دارند، اساساً از  ملاحضات فضایی و ضرورت تصویری تبعیت می کنند. و ما می توانیم میزان تمایل  به حفظ رابطه با واقعیت را، که محرک این دو هنرمند کوبیست بود، از روی تلاش  هایی که برای جلوگیری از غیر تصویری، و تجریدی شدن نقاشی هایشان به عمل می  آوردند اندازه گیری کنیم. زیرا این دو، مجموعه ای از علائم اختصاری اختراع  کرده بودند که آن ها را، مثل علائم هیروگیلیفی، به آثار خود وترد می کردند  تا به کمک شان خصوصیات ویژه را قابل تشخیص نمایند و برای ساختمان کل ترکیب  بندی مفتاحی به دست بدهند. بنابراین در&laquo;تک چهره کان وایلر&raquo;[۲۳]، که در  پاییز ۱۹۱۰ کشیده شده است، پیکاسو زحمت بسیاری متحمل گردید، و ساخت مسطح  نقاشی خود را، با ترسیم جزئیات توصیفی نظیر چشم، بینی، موی شانه خورده،  زنجیر ساعت جیبی، دست های به هم قلاب شده، و اشیاء طبیعت بیجان کنار و پشت  سر مدل، تشریح کرده است.
براک و پیکاسو در فاصله تابستان ۱۹۱۰ تا بهار ۱۹۱۲ بارها به مرز هنر  تصویری رسیدند، هرچند که براک هرگز به قدرت پیکاسو به تجرید کامل نزدیک  نشد. البته، هر بار، هر دو هنرمند دوباره خود را یافتند. اما باید دید که  چرا این مسأله پیش می آمد. ظاهراً جواب این است که براک و پیکاسو هرقدر  بیشتر عناصر واقعی را به آثار خود وارد می کردند(پیکاسو،&laquo;لیوان آبجو،بطری،  بادبزن و ادوات موسیقی روی پیانو&raquo; ۱۱-۱۹۱۰ ، و براک &laquo;طبیعت بیجان با تاس و  پیپ&raquo;۱۹۱۱) به همان نسبت بیشتر پی می بردند که وضوح ساختمان فضای آثارشان به  واسطه ی جزئیات توصیفی، شلوغی های فرمی و بازی پیچیده ی نور سایه مبهم می  شود. معهذا هر زمان بر علیه این ابهام واکنش نشان دادند و آن را از میان  بردارند دریافتند که از واقعیت ملموس به دور افتاده اند.
طی تابستان ۱۹۱۱ ، یعنی زمانی که براک و پیکاسو به اتفاق در سِرِه واقع  در پیرنه کار می کردند، سرانجام راه واضح نشان دادن اشیاء را یافتند،و شروع  به ساختن ترکیب بندی هایی کردند که متراکم تر و فشرده تر، اما واضح تر،  بودند. آن ها از نوعی داربست خطی (که به وضوح در دو اثر حکاکی یعنی &laquo;شیشه  مارک&raquo; و &laquo;فوکس&raquo; (۳۸-۳۷) مربوط به ۱۲-۱۹۱۱ دیده می شود) برای نشان دادن  فواصل و انسجام بخشیدن به ترکیب بندی استفاده می کردند، و وظیفه ایجاد حجم و  پر کردن فاصله زمینه تا پلان اول تابلو را نیز به عهده ی مجموعه ای از  سطوح و مکعب ها، که بر روی آن ها جزئیات واقع گرایانه ترسیم می شد، می  کذاشتند[۳۵-۲۶-۲۵-۱۷].استفاده از بوم بیضی شکل هم از مشخصات این مرحله از  نقاشی های کوبیست است.براک می گفت این کار امکان&laquo;دوباره کشف کردن معنای  خطوط عمودی و افقی&raquo; را به او داد. اما دلیل دیگری که براک و پیکاسو بوم های  بیضی شکل را قابل استفاده دانستند این بود که این بوم ها هیچ گوشه ای  نداشت که در آن جا نمایش فضا بخواهد مبهم شود و این کیفیت به آن ها کمک می  کرد تا حواس خود را به موضوع معطوف نمایند و ساخت تصویری متراکم تری به  وجود بیاورند. خصوصیات دیگر این مرحله ضربه های مقطع قلمویی است که این دو  به کار می بردند تا نوعی ضربان و تپش نوری ایجاد کنند، سطوح را از یکدیگر  متمایز نمایند، و سطح تابلو را پر ارتعاش تر و ملموس تر گردانند. تمام این  ابتکار ها را می توان در طبیعت بیجان هایی نظیر &laquo;ویلن و شمعدان&raquo;[۳۳] براک  (۱۹۱۰) و&laquo;طبیعت بیجان با کلارینت&raquo; پیکاسو(۱۹۱۱) مشاهده کرد. اما از این هم  بیشتر می توان آن ها در ترکیب بندی های فیگوری نظیر&laquo;مردی در حال دود کردن  پیپ&raquo; اثر پیکاسو و یا در &laquo;پرتقالی ها&raquo;ی براک - هر دو متعلق به سال ۱۹۱۱ -  ملاحظه نمود. این پرده دومی احتمالاً نخستین پرده ای بود که در آن حروف  استنسیل ظاهر شد. این ابتکار- که استفاده ی غیر منتظره ای از مصالح نقاش  ساختمانی بود- قطعاً حاصل قریحه براک بود. در یک طبیعت بیجان مربوط به  اوایل سال ۱۹۱۰ از براک، روزنامه ای ظاهر می شود که عنوان آن پیداست، اما  در اینجا حروف مذکور صرفاً به تشخیص هویت فرم کمک می کند و هیچ نقش  ساختمانی ندارد. به هر حال، از تابستان ۱۹۱۱ به بعد براک و تقریباً  بلافاصله پیکاسو، کلمات، حروف، و علامت ها را به عنوان یک عنصر فعال تصویری  به آثار خود داخل کردند. یعنی، عناصر مذکور را نه تنها اضافات تزیینی در  نظر نمی گرفتند بلکه،آن ها را متناسب با موضوع تابلو انتخاب کمی کردند تا  به واقع گرایی تابلو کمک کنند. اما این عناصر در عین حال به نحو متناقضی،  اختلاف میان واقعیت و نقاشی را نشان می دادند و از این لحاظ با آن میخ &laquo;چشم  فریب&raquo; طبیعت بیجان ۱۹۰۹ براک نقش قابل مقایسه ای داشتند. به عقیده براک  حروف روزنامه ای مجموعه ای از &laquo;فرم ها (بودند) که نمی شد شکل آن ها را  تغییر داد، و چون به خودی خود مسطح بودند، در فضا نبودند، و بنابراین حضور  آن ها در تصویر امکان تفکیک میان اشیاء مستقر در فضا را از اشیایی که در  فضا نبودند فراهم می کرد.&raquo; به عبارت دیگر حروف روزنامه ای بر ماهیت دوبعدی  سطح نقاشی شده تأکید می کرد اما به صورت یک Repoussoir برعکس عمل می نمود و  محتوای عینی را وامی داشت تا به صورت ضمنی فضا و فاصله را تداعی نمایند.
با تحولات دیگری که در نیمه نخست سال ۱۹۱۲ در نقاشی براک و پیکاسو رخ  داد، زبان &laquo;اوج&raquo; کوبیسم به کامل ترین بیان خود رسید و اندکی بعد دو هنرمند  به دوره کاملاً جدیدی از پیشرفت قدم گذاشتند که همان مرحله ی &laquo;&nbsp;متأخر&raquo;  کوبیسم می باشد. لذا سال ۱۹۱۲ پایان یک تحول طولانی و آغاز یک تحول دیگر را  مشخص می دارد.
کوبیسم متأخر 
جنگ جهانی اول 
با آغاز جنگ جهانی اول، براک به ارتش فرانسه فراخوانده می شود. کیفیت  آثار پیکاسو، محروم شده از تأثر برانگیزاننده و انضباط بخش براک رو به ضعف  می گذارد. او با هم وطن اش، خوان گریس، که پنج سال از او کوچکتر است بیش از  پیش دم خور می شود و متأثر از نقاشی دو بعدی و به شدت هندسی گریس(ت ۱۰۴)  از سال ۱۹۱۶ سبک تزیینی و معماری وار کوبیسم متأخرش را پدید می آورد که  نقطه اوج و فرجام آن سال ۱۹۲۱ و خلق دو نقاشی با عنوان سه نوازنده است  (ت۱۰۵). سپس مسیری را که تا این برهه در پیش گرفته بود وا می نهد تا در  عرصه جدید طبع آزماید که حاصلش نقاشی های نئو کلاسیک اوست.
براک و پیکاسو آثار مهم کوبیستی خود را بین سالیان ۱۹۰۷ و ۱۹۱۴ می  آفرینند. با برپایی چند کارنما، نام کوبیسم به زودی در تمامی شهرهای بزرگ  اروپا بر سر زبان ها می افتد. هنرمندان بیشماری به این سبک جدید روی می  آورند، ولی درست همان طور که معاصران سزان، گوگن و وان گوگ از اهمیت انقلاب  تصویری پدید آمده به دست این هنرمندان درک درستی نداشتند، مقلدان براک و  پیکاسو هم اهمکیت سبک آنان را به درستی درنمی یابند. گروه &laquo;تقسیم طلایی&raquo;،  دلونه و فرانتس مارک، فوتوریست های ایتالیا، ورتیسیست های انگلیس، و کوبیست  - فوتوریست های روسیه همگی ویژگی های ظاهری کوبیسم را برمی گیرند،اما هم  چنان به نگرشی آرمان گرایانه و مغایر با مسائل تصویری کوبیسم وفادارند.[۸]
دهه های ۲۰ و ۳۰ 
همگامی نزدیک براک و پیکاسو، زمانی که به خاطر بروز جنگ براک به جبهه  رفت، ناگهان به پایان رسید. به این ترتیب تداوم تکامل تصویری براک، برخلاف  تکامل پیکاسو، به مدت سه سال دچار وقفه گردید. و هنگامی که مجدداً به نقاشی  پرداخت به ناچار می باید راه خود را به تنهایی می یافت، و مسلماً این  مستلزم صرف وقت بود. اما سرانجام شخصیت یگانه ی براک، که پیش تر در نقاشی  های ۱۴-۱۹۱۳ خود را نشان داده بود، در مجموعه ی پرشکوهی از نقاشی ها،که در  فاصله تابستان ۱۹۱۷ و ۱۹۲۱ کشیده شدند، به طور کامل تجلی کرد. به دنبال  مختصری تجربه تازه با &laquo;کاغذ چسبها&raquo; به مقیاس وسیعتر، و پس از ترسیم یک  فیگور تمام قد (&laquo;نوازنده ی گیتار&raquo; ۱۸-۱۹۱۷) بهخ شیوه ی مغلق و بسیار پیچیده  ی کوبیسم ترکیبی، براک در تابلوهای &laquo;کوبیست&raquo;ی نظیر &laquo;گیتار&raquo; [۲۴۹] (۱۹۱۸) و  &laquo;طبیعت بیجان با ادوات موسیقی&raquo;[۲۴۸] (۱۹۱۸) به روش آزادانه و استادانه ای  در ارائه ی فرم و فضا دست یافت. براک در پی آن نبود که کار خود را از مرحله  ای که قبلاً رها کرده بود دنبال کند، او همچنین، برخلاف پیکاسو، ارزش های  طبیعت گرایی را دوباره نمی آموزد. براک صرفاً شیوه ی کوبیست ترکیبی پیشین  خود را اصلاح می کرد تا آن را با برداشت جدید خویش از واقعیت حسی تر سازگار  نماید. لذا کار با فرم های مشخص تر، آزادتر و ملموس تر (گرچه مسطح شده) را  آغاز کرد و رنگ های همسازتر و تنوعات بافتی لطیف تری را به کار گرفت. در  حالی که اصولاً در سال های پیش از ۱۹۱۴، براک مسائل فرم و فضا را با روش  عقلانی حل کرده و تنها در چند ماه آخر پیش از بسیج نظامی خود به ارزش های  تزیینی و حسی اجازه ی خودنمایی در آثار خویش را داده بود، در فاصله سال های  ۱۹۱۸ تا ۱۹+۲۱ ارزش های مذکور نزد او اعتبار عمده ای یافتند. همچون  پیکاسو، براک نیز، گرچه با روش هایی کاملاً متفاوت و شخصی، می کوشید شیوه ی  کوبیست متأخر خود را انسانی و آراسته کند.  از مشخصات کار او در این زمان آرامش، نرمی، ملایمت و هماهنگی است؛ گرچه  فرم های او آزادانه تر از پیش اند و از نرمشی درخور توجه برخوردار هستند، و  گرچه بیش از پیش با ظواهر طبیعی مطابقت دارند معهذا از حیث تصور گوبیستی  اند. خلاصه آن که، براک در این نقاشی های کوبیست متأخر می کوشید تا بیننده  را در برابر تجربه ای ملموس از واقعیت، و نه یک تجربه ی بصری یا ذهنی، قرار  بدهد. این وظیفه ای بود که براک برای تکامل کوبیسم متأخر از حیث بیانی بر  عهده گرفت، و طی ده سال بعدی در مجموعه ای از طبیعت بیجان های دلپذیر،  متعادل و تغزلی آن را به مرحله ی اجرا درآورد.
سالن ها، کارگاه ها و پرنده ها 
آخرین دستنوشته ی دفترچه براک در نسخه ی ۱۹۴۸ ذکر می کند: &quot;همچنان که پیرتر می شوید، هنر و زندگی یکی می شوند.
در بالای صفحه طراحی از فنجان، لیمو با تکه ای بریده شده از آن و یک  چاقو-که ظواهر عادی آداب آشنای محلی اند و موضوعات نقاشی های بیشمار طبیعت  بیجان را تشکیل می دهند-دیده می شد. براک بیشتر و بیشتر چگونگی جداناپذیری  هنر و زندگی روزانه اش را آشکار می ساخت.استودیو، سالن و هراز گاهی تراس و  اتاق های اطراف، روزمرگی و مضمون عکس هایش را تعریف می کند. تصاویر او  راهنمایی هایی به بیوگرافی نیستند، در صورتی که در مورد پیکاسو اغلب چنین  است، اما همچنانکه در مورد نقاشی های پل سزان از مکان ها و اشیای خاص،  اثاثیه و محیط های کما بیش دورگیری شده، از حیاتی به ظاهر آرام شده آگاه  شدیم، در مورد براک نیز آگاه می شویم.
در تلاش های ناچیز براک، طبیعت گرایی ملایمی حکم فرماست. بنابر این ما  این نقش مایه ها را بدون آزمایش ادراک علیه ابتکار درک می کنیم. اما زمانی  که او در بهترین شرایط است، ما موضوع را فراموش و به روی آنچه انجام شده،  به چگونگی انتقالش توسط زیرکی هنرمند تمرکز می کنیم.
سالن ها، فضاهای داخلی محلی، طبیعت بیجان، کارگاه، میز های بیلیارد و  صندلی های باغ که چرخه ی عظیم نقاشی های سال های رشد براک را تشکیل می  دهند، از یک سو به سادگی رونق حال و هوای خودمانی روزهای نخستین کوبیسم را  نشان می دهند. (تنها مورد استثناء تصاویر پرنده هاست که براک در آخرین سال  های حیاتش مورد توجه قرار می دهد. اما گویا پرنده ها هم از پنجره کارگاه  وارد شده اند.)تصاویر به عمد تکرار و محدود شده برای براک تازه نیستند.اما  به نظر میل به کار کردن در سری های منسجم با تصاویر و فضاهای داخلی عظیم  سال های ۷-۱۹۳۶ شروع شد. تصاویر فشرده شده ی خارق العاده مانند &quot;زن روی سه  پایه&quot; یا &quot;دو نفر&quot; که در آنها سالن و کارگاه ها در هم می آمیزند.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:19:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نکاتی درمورد طراحی یک کارت ویزیت</title>
<link>https://shomal24.loxblog.com/نکاتی-درمورد-طراحی-یک-کارت-ویزیت</link>
<guid>https://shomal24.loxblog.com/نکاتی-درمورد-طراحی-یک-کارت-ویزیت</guid>

<description><![CDATA[
 نکاتی درمورد طراحی یک کارت ویزیت 
یک کارت ویزیت خوب باید به گونه ای طراحی شده باشد که بتواند بلافاصله توجه  بیننده را به خود جلب کند و او را ترغیب به خرید محصول نماید.
یک  کارت ویزیت خوب نباید به عنوان آیتمی برای معرفی در نظر گرفته شود که برای  برقراری ارتباط با مشتریان مورد استفاده قرار می گیرد. کارت ویزیت یکی از  روش های تبلیغ و به نوعی ایستگاه اطلاعاتی در مورد شما و کاری که انجام می  دهید می باشد. اگر کارت ویزیت نتوانست به مقاصد و اهداف شما در زمینه بالا  بردن میزان فروش محصول و معرفی و شناساندن شما جامه عمل بپوشاند، این ثابت  می کند که کارت ویزیت شما در سطح مناسبی برای تاثیر گذاری نبوده است...
به ادامه مطلب مراجعه کنید.
 نکاتی درمورد طراحی یک کارت ویزیت 
&nbsp;
 یک کارت ویزیت خوب باید به گونه ای طراحی شده باشد که بتواند بلافاصله توجه  بیننده را به خود جلب کند و او را ترغیب به خرید محصول نماید.
یک  کارت ویزیت خوب نباید به عنوان آیتمی برای معرفی در نظر گرفته شود که برای  برقراری ارتباط با مشتریان مورد استفاده قرار می گیرد. کارت ویزیت یکی از  روش های تبلیغ و به نوعی ایستگاه اطلاعاتی در مورد شما و کاری که انجام می  دهید می باشد. اگر کارت ویزیت نتوانست به مقاصد و اهداف شما در زمینه بالا  بردن میزان فروش محصول و معرفی و شناساندن شما جامه عمل بپوشاند، این ثابت  می کند که کارت ویزیت شما در سطح مناسبی برای تاثیر گذاری نبوده است.
اکثر  افراد فکر می کنند کارت ویزیت روش موثر تبلیغات فروش است؛ این نوع تفکر در  میان افرادی رایج است که به تازگی وارد عرصه تجارت شده اند. ایده کلی در  مورد فلسفه کارت ویزیت این است که یک کارت ویزیت به قدری از یک طراحی خوب  برخوردار باشد که با قرار گرفتن روی میز نظر هر بیننده را به خود جلب کرده و  حرفه ای بودن طرح آن نیز باعث شود تا این حس در بیننده ایجاد شود که با یک  مجموعه کاملا حرفه ای طرف است، بنابراین سعی می کند خرید خود را از این  کمپانی خاص انجام دهد. کارت های ویزیت از ابزارهای موثر و مفید هستند که  تاثیر آنها اثبات شده است.
داشتن  یک کارت ویزیت خوب با طراحی منحصر به فرد و چشم گیر این امکان را برای  مشتریان و مصرف کنندگان فراهم می کند تا خرید خود را به آسانی و با طیب  خاطر انجام دهید. در اینجا ۲۳ نکته اساسی و مفید را به شما خواهیم گفت که  به شما کمک می کند که یک کارت ویزیت خوب طراحی کنید:
۱. از تصویری استفاده کنید که نمایانگر کار، محصول و کمپانی شماست.
۲. مطمئن شوید کارت ویزیت شما دارای جذابیت های لازم برای جذب و جلب توجه و ترغیب مشتری است.
۳. از رنگ های متنوعی استفاده کنید.
۴.  از عکس هایی استفاده کنید که احساسات افراد را تحریک کند، البته با توجه  به این که برخی از تصاویر ممکن است برای محیط تجاری مناسب نباشد.
۵.  از کارت هایی که مواد پلاستیکی در آنها بکار رفته استفاده نکنید. از کارت  های رنگی و کارت هایی استفاده کنید که دارای طرح های غیر معمول و غیر عادی  است، به این طریق طرح کارت در ذهن بیننده باقی مانده و دیرتر فراموش می  شود.
۶.  کارت خود را در سایزهای مختلف تجسم کنید. شما می توانید کارت خود را به  گونه ای طراحی کنید که فقط محصولی که قصد فروش آن را دارید به نمایش  بگذارد.
۷. کارت را به صورت عمودی طراحی کنید تا مطمئن شوید بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.
۸. کارت ها ویزیت دو لت و سه لت می تواند نقش یک کاتالوگ را ایفا کند.
۹.  کارت های ویزیتی با طرح های مختلف طراحی کنید. با این روش افراد در  کلکسیون کارت های ویزیت شان تعداد بیشتری کارت از شما خواهند داشت.
۱۰.  به اضافه کردن یک فایل آهنگ یا موزیک به کارت خود فکر کنید. این گونه می  توانید مطمئن باشید هر کس با هر سلیقه ای از داشتن کارت شما امتناع نمی  کند.
۱۱.  شما باید مطمئن باشید کارت شما از روش ها و راه های لازم برای ارتباط  برقرار کردن با افراد برخوردار است، مثلا نام کمپانی، آدرس، شماره تماس،  فاکس، آدرس وب سایت و همچنین آدرس ایمیل. فراموش نکنید بودن نام خود شما به  اندازه نام کمپانی در کارت ویزیت اهمیت دارد.
۱۲.  نگران هزینه ای که باید برای کارت ویزیت بپردازید نباشید. با کمی بیشتر  هزینه کردن برای چات کارت ویزیت بعدا می توانید درآمد بیشتری داشته باشید.  با داشتن یک کارت ویزیت خوب با تعداد بالا تعداد افرادی که با شما تماس می  گیرند نیز بیشتر شده، در نتیجه میزان فروش محصول شما نیز افزایش پیدا می  کند.
۱۳. داشتن دو کارت متفاوت می تواند میزان فروش محصول شما را تا حد باور نکردنی بالا می برد.
۱۴. مطمئن شوید کارت ویزیتی که طراحی می کنید به خوبی برند یا نام تجاری شما را تصریح و توصیف می کند.
۱۵.  سعی کنید مشخصات کلی خلاصه و در یک خط قابل خواندن و فهمیدن باشد از نوشتن  متن های طولانی اجتناب کنبد فراموش نکنید کارت ویزیت با برشور یا تراکت  تبلیغاتی فرق دارد پس هرچه مختصر تر و کوتاهتر باشد برای مخاطب قابل لمس تر  است.
۱۶. نوشته ای انتخاب نکنید که مردم قادر به فهم آن نباشند چون باعث می شود برخی از مشتریان خود را از دست بدهید.
۱۷.  از کارت ویزیت هایی استفاده نکنید که حاوی اطلاعات ارتباطی قدیمی، آدرس  پستی و &hellip; است چون باعث می شود یک فرد غیر حرفه ای و اماتور به نظر برسید.
۱۸.  سعی کنید به جای نوشته های طولانی از نوشته ها و عبارات کوتاه و مختصر  استفاده کنید. نوشته های بلند و طولانی باعث کمم شدن علاقه فرد به خواندن  مطالب می شود.
۱۹.  پشت کارت شما باید حاوی نکات مهم و ضروری در مورد نوع فعالیت و سرویس دهی  شما باشد. این باعث می شود مردم شما را بهتر و زودتر به یاد آورند.
۲۰.  اگر می دانید در یک سال بیشتر از ۱۰۰۰ کارت استفاده نمی کنید مطمئن باشید  در کار و تجارت خود شکست خواهید خورد. بنابراین روش خود را تغییر داده و  کاری کنید که کارت ویزیت بیشترین نفع را به شما برساند.
۲۱.  بهترین روش برای اینکه ببینید آیا کارت ویزیت شما یک کارت ویزیت به  یادماندنی هست یا نه این است که کارت ویزیت خود را بین تعداد زیادی کارت  دیگر قرار دهید و آن ها را از یک تابلو آویزان کنید، سپس به آن ها نگاه  کنید. اگر کارت شما در نگاه اول نظرتان را به خود جلب کرد مطمئن باشید کارت  ویزیت خوبی است. اما اگر این اتفاق نیفتاد بدانید در یک قسمت از کار  اشتباه کرده اید.
۲۲.  اگر کارت خود را به مشتری ارائه کردید و او با دیدن آن چیزی در مورد اینکه  چقدر کارت خوبی دارید صحبت نکرد و یا اصلا چیزی در مورد کارت نگفت، این ها  نشانه هایی است که نشان می دهد کارت شما از فاکتور WOW برخوردار نیست  بنابراین چیزی هم برای گفتن در مورد آن وجود ندارد.
۲۳. وقتی کارت ویزیت تان را به مشتریان خود می دهید از آنها نیز بخواهید کارت شان را در اختیار شما قرار دهند.
با این روش می توانید با آنها در ارتباط باشید بنابراین مطمئن باشید کار و شغل خود را در سطح وسیعی گسترش داده اید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:19:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اصول طراحی بسته بندی</title>
<link>https://shomal24.loxblog.com/اصول-طراحی-بسته-بندی</link>
<guid>https://shomal24.loxblog.com/اصول-طراحی-بسته-بندی</guid>

<description><![CDATA[
اصول طراحی بسته بندی
میتوان هنر  طراحی بسته بندی را از حساس ترین زیرشاخه های گرافیک کاربردی دانست چرا که  رضایت مصرف کننده و تولیدکننده باید در کنار اصول علمی طراحی مورد توجه  هنرمند طراح قرار گیرد. هنر طراحی بسته بندی در زندگی روزمره انسان ها رخنه  کرده است؛ از بسته بندی خمیردندان گرفته تا بسته بندی های مواد خوراکی،  آرایشی و پوشاک حضور سلیقه طراح گرافیک در زندگی ما احساس می شود. در طراحی  بسته بندی یک کالا توجه به نکاتی چند ضرورت دارد:
- محافظت و عدم لطمه دیدن کالا نخستین نکته ای است که در طراحی بسته بندی باید مورد توجه قرار گیرد.
- در بسیاری موارد طراح علاوه بر آشنایی با تکنیک های هنری و شناخت  روانشناسی رنگ باید از علم خواص مواد محافظتی که در ساخت بسته بندی ها به  کار می روند نیز مطلع باشد.
- بسته بندی یک کالا باید به گونه ای باشد که مخاطب را از محتویات داخل آن  باخبر سازد، لذا طراح گرافیست می بایست در کنار دقت به میزان قرارگیری  کالا در مجاورت حرارت، سرما و غیره، امکان دید کالا را برای خریدار فراهم  سازد.
- انتخاب رنگ از ارکان طراحی بسته بندی است. هر جنس و کالا، رنگ خاص خود  را می طلبد و طراح می بایست با دانش و اطلاع کافی دست به انتخاب رنگ بزند.
طراحی  بسته بندی یکی از مهم ترین زیرشاخه های هنر تبلیغات است و نقش ارزنده ای  را در جریان اقتصادی جوامع بازی می کند. صادرات کالاها بیش از آنکه به  کیفیت محصول وابسته باشد در گرو طراحی خوب بسته بندی و مورد پسند خریدار  است. 
در  طراحی بسته بندی بخش دیگری از هنر گرافیک نیز به مدد طراح می آید و آن  لوگوهای تجاری و بین المللی است. براساس استانداردهای جهانی نشانه های  ثابتی برای هشدار و جلب توجه مصرف کننده به ثبت رسیده اند که طراح بنا به  جنس کالا آنها را در بسته بندی به کار می بندد.
امروزه از مهم ترین فاکتورهای فروش و موفقیت در بازار تجاری توجه به هنر بسته بندی است.اهمیت  این شاخه از هنر گرافیک تا جایی است که در برخی از کشورها که تولیدکننده  نیستند، تنها یک طراحی خوب بسته بندی برای کالایی وارداتی، نام آن کشور را  در زمره تولیدکنندگان آن کالا و در نهایت صادرات آن قرار می دهد. این به  معنای آن است که جهان امروز تنها تشنه تولید کالا نیست بلکه این تولید هنر  است که چرخه های اقتصادی را به حرکت درمی آورد.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:19:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نکات مهم درمورد طراحی تایپوگرافی</title>
<link>https://shomal24.loxblog.com/نکات-مهم-درمورد-طراحی-تایپوگرافی</link>
<guid>https://shomal24.loxblog.com/نکات-مهم-درمورد-طراحی-تایپوگرافی</guid>

<description><![CDATA[
نکات مهم درمورد طراحی تایپوگرافی
تایپوگرافی به سازماندهی فونت و متن  برای کاربردهای مختلف گفته می شود.  تایپوگرافی خود در کنار کلمات حامل  پیام های مختلفی است. انتخاب سبک حروف و  سازماندهی آنها می تواند به طور  موثر کل طرح را در بر گیرد. گام اول برای  استفاده موثر از سبک حروف دانستن  اصول و مبانی آن است. اگر شما با دانش  اولیه تایپوگرافی  کاملا آشنا نشده باشید قادر نخواهید بود از آن به خوبی و  به نحو شایسته  استفاده کنید. بنابراین قبل از هر کار باید اصول کار با  تایپوگرافی را  بدانیم. در اینجا مواردی را که باید در مورد تایپوگرافی  بدانیم برای شما  جمع آوری کردهایم...
به ادامه مطلب مراجعه کنید.
نکات مهم درمورد طراحی تایپوگرافی
تایپوگرافی به سازماندهی فونت و متن  برای کاربردهای مختلف گفته می شود.  تایپوگرافی خود در کنار کلمات حامل  پیام های مختلفی است. انتخاب سبک حروف و  سازماندهی آنها می تواند به طور  موثر کل طرح را در بر گیرد. گام اول برای  استفاده موثر از سبک حروف دانستن  اصول و مبانی آن است. اگر شما با دانش  اولیه تایپوگرافی  کاملا آشنا نشده باشید قادر نخواهید بود از آن به خوبی و  به نحو شایسته  استفاده کنید. بنابراین قبل از هر کار باید اصول کار با  تایپوگرافی را  بدانیم. در اینجا مواردی را که باید در مورد تایپوگرافی  بدانیم برای شما  جمع آوری کردهایم.

خانواده فونت ها

اگر فونت ها و سبک حروف را نمی شناسید باید حتما در مورد آنها آگاهی کسب   کنید. زیرا از پیش نیازهای اصلی تایپوگرافی شناخت فونت می باشد و شما به   عنوان یک طراح در طراحی های خود از فونت و متن استفاده بسیاری می کنید،
هر نوع سبک فونت خانواده مجزایی  را دارا می باشد. ممکن است فونت سبک فونت  Condensed Bold, Condensed Black, UltraLight, UltraLight Italic, Light,  Light Italic, Regular, Roman, Italic, Extended یا Combined Styles باشد.
&nbsp;سبک حروف (Typeface)

Typeface یا سبک حروف معمولا با فونت اشتباه گرفته می شود. اما این دو  با  هم تفاوت های زیادی دارند. فونت به یک عضو خاص از یک خانواده فونت باز  می  گردد، در صورتی که یک سبک حرف به شکل و سبک ظاهری یا بصری یک فونت تلقی  می  شود. شما باید Typeface هایی را که برای طراحی های خود مناسب است را   انتخاب کنید. Typeface به دو دسته اصلی تقسیم می شود، Serif Font و Sans  Serif Font.

Serif Fonts
Serif ها خطوط کوچکی در انتهای استروک های کاراکتر هستند. این فونت ها   معمولا در کتاب ها برای هدایت چشم از یک حرف به حرف دیگر استفاده می شوند.

Sans Serif Fonts
در ضمن، یک San Serif از یک serif  استفاده حمایت نمی کند. این فونت ها  اغلب در عناوین مجلات و یا در وب سایت  ها استفاده می شوند چون روی صفحات  نمایشگر راحت تر خوانده می شوند. و با  مخاطبین خود بهتر ارتباط برقرار می  کنند.

Kerning و Tracking و فاصله بین حروف

Tracking به تنظیم فاصله بین همه حروف به طور همزمان گفته می شود. Kerning   شامل کم کردن فضا و فاصله بین دو حرف در حالی که فاصله بین حروف باعث   افزایش فواصل بین دو حرف شود می باشد. این کار ممکن است کم اهمیت باشد اما   اگر به آن توجه کافی نکنید ممکن است کل طرح را تحت الشعاع قرار دهید.  فواصل  برای جهت دادن به نگاه مخاطب از اهمیت زیادی در طراحی برخوردار است.  اگر  حروف بیش از اندازه شلوغ باشند هیجان و جذابتی برای خوانده شدن  نخواهند  داشت و به نظر خواننده سنگین به نظر می رسد بنابراین ترجیح می دهد  آن را  نخواند.. 

Leading

Leading به مقدار فاصله بین خطوط متن گفته می شود. این پارامتر در CSS به  طول خط باز می گردد. مقدار Leading  از یک &ldquo;بیس لاین&rdquo; یا خط مبنا تا خط  مبنای دیگر اندازه گیری می شود. شما  باید به این پارامتر نیز توجه خواص  داشته باشد چون میزان خوان بودن متن را  مشخص می کند. وقتی مقدار فاصله بین  دو خط افزایش پیدا می کند، خطوط به هم  نزدیک می شوند و متن فشرده تر به  نظر می رسد و حروف با هم برخورد پیدا می  کنند. اگر مقدار leading یا فاصله  بین خطوط را افزایش دهید، به عبارتی سرعت  متن کم می شود و باعث می شود  خواننده بین فضاهای سفید متوقف شود. اگر چه  هر چه مقدار فاصله بین خطوط  بیشتر باشد کمک می کند تا چشم خواننده یک  استراحت کوتاه داشته باشد، گاهی  باعث می شود چشم از مسیر درست منحرف شود.  فاصله بیش از اندازه بین خطوط  مشکلات استمرار را به وجود می آورد. برای  اینکه بفهمید این فاصله به درستی  رعایت شده، خود را به جای خواننده قرار  دهید و متن را بخوانید تا بتوانید  یک فاصله مناسب بین خطوط ایجاد کنید.

سایز

استفاده از سایزهای مختلف طرح و پیام طرح را تحت تاثیر قرار می دهد. شما   در می یابید که استفاده از سایزهای مختلف برای شدت بخشیدن و تاکید روی   برخی از قسمت های طرح از اهمیت بسزایی برخوردار است. برای مثال در روزنامه،   عناوین همیشه بزرگ تر از متن های شرح داستان هستند. همین روند در طراحی   های هم صدق می کند.

چیدمان و تراز کردن

این موضوع ممکن است کم اهمیت به نظر برسد اما در حقیقت چنین نیست.  چیدمان و  تراز کردن یکی از مهم ترین چیزهایی است که هنگام استفاده از متن  باید به  آن توجه کرد. هنگامی که شما از یک چیدمان استفاده می کنید، کل طرح  تحت  تاثیر این چیدکان قرار می گیرد. اگر برای عنوان متن از چیدمان وسط چین   استفاده کنید، باید همین کار را برای بقیه صفحات نیز انجام دهید.  از یک   چیدمان ترکیبی استفاده کنید، ممکن است خواننده را دچار سردرگمی کند و چون   باعث منحرف شدن تمرکز چشم می شود خواننده از خواندن متن دست بکشد. حالا به   بحث در مورد چیدمان های مختلف می پردازیم.

تراز چپ (Flush Left)

در این حالت متن در سمت چپ قرار می گیرد و این در متون انگلیسی یکی از عوامل مهم در خوانایی متن می باشد.

تراز راست (Flush Right)

در این حالت متن در سمت راست قرار می گیرد. این نوع چیدمان برای متون انگلیسی مناسب نیست چون سرعت خواندن را کاهش می دهد.

Justified Alignment

در این حالت آغاز و پایان متن در سمت چپ و راست صفحه تراز می شود. این   حالت درست مثل این است که متن درون یک کادر قرار دارد، هر چند برخی از   افراد اظهار می کنند که خواندن متن هایی که این گونه تراز شده اند سخت است   چون هیچ کلید یا راهنمای بصری وجود ندارد تا پس از مکث بتوان دنباله متن  را  پیدا کرد.

وسط چین

در این چیدمان متن در وسط صفحه تراز می شود. از این چیدمان به روش صحیح   استفاده کنید چون در این صورت به طرح شما جلوه ظریف و منحصر به فردی می   بخشد. در دعوت نامه های عروسی از چیدمان وسط چین استفاده می شود تا ظریف و   زیبا به نظر برسد. اما اگر از آن به روش صحیح استفاده نشود ممکن است باعث   گیج شدن خواننده شود.

استفاده از فونت های ثانویه

از آنجا که شما در طراحی های خود تنها از یک فونت استفاده نمی کنید، سعی   کنید یک فونت ثانویه انتخاب کنید. از فونت های مختلف استفاده کنید تا از   ابهامات بصری جلوگیری شود، اما باید دقت کنید که فونت ها با هم تناسب دارند   و به خوبی با هم ترکیب و هم خوانی شده اند. اگر فونت های ثانویه ای که   انتخاب کرده اید مناسب نباشد طرح شما ظاهری مضحک و منفی پیدا می کند.

برقراری ارتباط از طریق فونت

مثل رنگ ها، فونت ها هم حاوی پیام های مختلفی هستند. هر فونت به طریقی  با  خواننده ارتباط برقرار می کند. برخی از فونت ها مردانه هستند و برخی  دیگر  زنانه. فونت هایی نیز وجود دارد که اشکال ترسناک و خشن دارند و برخی  دیگر  ظریف هستند. بسته به نوع طرح یکی از این فونت ها را باید انتخاب کنید.

هنر تایپوگرافی

جدا از استفاده از تایپوگرافی در کتاب ها، پوسترهای و &hellip; زمانی که از آن  در  طراحی و هنر استفاده می شود جلوه و تاثیر خاصی پیدا می کند. گاهی از این   که چگونه طراحان با متن و حروف یک اثر خاص و منحصر به فرد خلق کرده اند   متعجب می شوید. راه های مختلفی برای استاده از متن وجود دارد. شما می   توانید متن را به دلخواه تغییر دهید، و به آن پیچ و تاب بدهید، بافت اضافه   کنید و یک اثر هنری تایپوگرافیکی بی نظیر خلق کنید.
در آخر موارد بیشتری در هنر تایپو گرافی وجود دارد که در آینده نزدیک به   آنها خواهیم پرداخت امیدوارم از این مطلب نکات آموزنده ای فرا گرفته   باشید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:19:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آموزش تایپوگرافی در فتوشاپ « در 11مرحله»</title>
<link>https://shomal24.loxblog.com/آموزش-تایپوگرافی-در-فتوشاپ--در-11مرحله</link>
<guid>https://shomal24.loxblog.com/آموزش-تایپوگرافی-در-فتوشاپ--در-11مرحله</guid>

<description><![CDATA[
&laquo;آموزش تایپوگرافی در فتوشاپ &raquo;
به ادامه مطلب مراجعه کنید.
آموزش تایپوگرافی در فتوشاپ &laquo; در 11مرحله&raquo;

مرحله اول :
یک پوشه ی جدید با ابعاد ۱۲۰۰ x 800 پیکسل یا رزولوشن ۷۲dpi ایجاد کنید .  می توانید با وارد کردن تمام طرحهای برداری و وکتوری خود به درون فوتوشاپ  کار را آغاز کنید . در این مرحله ما وکتورهای خود را به ۳ بخش &nbsp;اشیای  اسمارت تقسیم می کنیم و آنها را به فوتوشاپ وارد می کنیم.

&nbsp;
مرحله دوم :
تمام وکتورها را پنهان کنید و یک جعبه ی متن جدید درست کنید . در این  حالت من تصمیم گرفتم نام شرکت خودمان را بنویسم &ldquo;Creative Volition Inc.&rdquo;  شما می توانید هر اسمی را که دوست داشتید در آن بنویسید. فونتی را هم که من  انتخاب کردم &ldquo;ITC Avant Garde Gothic&rdquo;. بود. بهتر است که نوشته ی خود را  با حروف بزرگ بنویسید این ظاهری بهتر به کار شما می بخشد. به خصوص اگر از  این فونت استفاده می کنید. به کپی /پیست کردن در طول جعبه ی متن ادامه دهید  .

مرحله سوم :
سعی کنید تنظیمات متن این گونه باشد : ۱۶pt font, Regular, 16pt height spacing, رنگ &nbsp;#۴۰۴۰۴۰



مرحله چهارم :
همینطور به کپی/پیست کردن متن خود ادامه دهید تا کل کار پر شود . با  استفاده از ابزار جعبه ی متن آن را بکشید تا بزگتر از بوم ما شود .

مرحله پنجم :
وقتی که جعبه ی متن با کپی ها پر و کامل شد آن را در خالاف جهت عقربه های ساعت به اندازه ی ۴۵ درجه بچرخانید .

مرحله ششم :
یکی از اشیای اسمارت را آشکارا کنید . از Command/Apple جعبه ی قبلی را  بر روی پنل لایه ها پیش نمایی کنید تا در کنار شی مورد نظر marching ants  ایجاد کنید .

&nbsp;
مرحله هفتم :
هنگامی که marching ants ظاهر شد اشیای اسمارت خود را پنهان کنید تا بتوانید ناحیه ی انتخابی را ببینید.

مرحله هشتم :
لایه ی تایپ شده را Rasterize کنید و بوسیله ی marching ants که بر روی  لایه ی Rasterize شده ی شما فعال شده است Edit &gt; Cut &nbsp;را انجام دهید

مرحله نهم :
سپس &nbsp;بر روی Edit &gt; Paste &nbsp;کلیک کنید و لایه جدید خود را هم ردیف  کنید تا تمام کلمه ها به یکدیگر متصل شود. جعبه ی Layer Style را باز کنید و  رنگ &ldquo;Color Overlay&rdquo; را به سفید تغییر دهید.

&nbsp;
مرحله دهم :
همین فرایند را با لایه های دیگر اشیای اسمارت خود ادامه دهید ولی  اطمینان حاصل کنید که همیشه از لایه ی rasterized شده برش را انجام می  دهید.

مرحله یازدهم :
در آخر یک لایه ی جدید درست کنید و آن را با هر رنگی که دوست داشتید پر  کنید . این لایه را در بالای دیگر لایه ها بگذارید . fill down را به ۰%  برسانید.جعبه ی Layer Styles را باز کنید و درخشش داخلی (inner glow) را به  صورت تنظیمات زیر درآورید و تایید کنید.

&nbsp;
نتیجه گیری :
تمام شد ! حالا باید پیش روی شما یک طرح عالی باشد !

&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:19:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>راز یک زندگی موفق و ایده آل</title>
<link>https://shomal24.loxblog.com/راز-یک-زندگی-موفق-و-ایده-آل</link>
<guid>https://shomal24.loxblog.com/راز-یک-زندگی-موفق-و-ایده-آل</guid>

<description><![CDATA[
راز یک زندگی موفق و ایده آل

به ادامه مطلب مراجعه کنید.
راز یک زندگی موفق و ایده آل
&nbsp;
ذهن انسان همه چيز را كنترل مي كند . ادراكات، تصورات ، تفكرات ، اعتقادات . بطور كلي تمام جنبه هاي شناختي رفتار انسان تحت كنترل است. جهان و هر آنچه كه در آن موجود است، از طريق تصورات ما در ذهن انعكاس مي يابد.    ما مي توانيم از طريق روشهاي كنترل ذهن اين تصورات را تغيير دهيم و آن وقت خواهيم ديد كه واقعيت هاي زندگي ما نيز دستخوش تغيير خواهند شد، يا به زبان ديگر اگر ما توان آن را داشته باشيم كه ذهن خودمان را تحت كنترل در آوريم قادر خواهيم بود دنياي مطابق با آرمانها و ايده آل هاي خودمان بسازيم.   تصوير ذهني كه ما از خويش داريم براساس اعتقادات ، باور ها ، ارزش هاي حاكم بر جامعه، تجارب گذشته ، موفقيت ها ، شكست ها ، تحقيرها و پيروزيها شكل گرفته است و از مجموعه اين عوامل است كه در ذهن تصويري از خود مي سازيم .   ذهن انسان داراي دو بخش است: 1- ذهن هوشيار يا ضمير خود آگاه 2- ذهن نيمه هوشيار يا ضمير ناخودآگاه .   بهترين راه درك ذهن هوشيار و نيمه هوشيار اين است ك به آنها بصورت يك باغچه نگاه كنيم . شما يك باغبان هستيد و در طول روز مشغول كاشتن دانه هايي ( همان انديشه&zwnj;هائيست كه روزانه به فكر خود راه مي&zwnj;دهيد ( هستيد. هرچه را كه مي كاريد در تن و محيط زندگيتان درو مي كنيم .   اكنون مشغول كاشتن افكار مربوط به آرامش ، عمل درست، حسن نيت و سعادت بشويد و به آرامي و علاقه در باره ويژگيهاي آنها بينديشيد، آنچه را كه انديشيده ايد به طور كامل در ذهن آگاهتان جاي دهيد و به كاشتن اين دانه هاي شگفت انگيز ادامه دهيد دراين صورت محصول با شكوهي را درو خواهيد كرد.   * تعريف ذهن هوشيار (خودآگاه ) و ضمير نا خودآگاه ( نيمه هوشيار )  * ذهن هوشيار&laquo;خود آگاه&raquo; : اعمال و شعور خود آگاه ما از مغز سرچشمه مي گيرند. انديشه شما توسط مغز يعني همان عضوي كه خود آگاهي از آنجا متجلي مي شود ،آشكار مي گردد. وقتي ذهن خود آگاه شما انديشه اي را مي پذيرد آن انديشه به شبكه خورشيدي كه مغز شما خوانده مي شود ، منتقل مي گردد و در آن تجلي مي يابد. شما با مغز خود آگاه خود فكر مي كنيد و آن را در درون خود به ضمير باطن مي سپاريد.   در برخي كتاب ها از خود آگاهي عيني ياد شده است ، ضمير خود آگاه با شناسايي جهان پيرامون سر وكار دارد كه به كمك حواس پنج گانه صورت مي گيرد . اين ذهن هر چيزي را به همان گونه كه واقعاً ديده مي شود مي بيند . مرگ ، بيماري ، فقر و تنگنا را مشاهده مي كند و بر ضمير نا خود آگاه اثر مستقيم دارد . وقتي ذهن خودآگاه مملو از ترس ، نگراني و ... باشد ، اين حالت در ضمير نا خودآگاه نيز نفوذ مي كند و انسان را به سمت ترس و نگراني مي برد.اما اگر ضمير خودآگاه داراي افكار مثبت باشد بر ضمير ناخود آگاه اثر كرده و انسان را به سوي موفقيت سوق مي دهد.   * ضمير نا خود آگاه &laquo;نيمه هوشيار : اين ضمير مانند بخار يا برق ، قدرت مطلق است و بدون مسير و جهت ، هر فرماني را كه به آن بدهند ، انجام مي دهد و توان فهم و استنباط ندارد . ضمير نيمه هوشيار ما تفاوتي ميان انديشه هاي مخرب و سازنده قائل نيست ، هر چه به او بدهيم با آن تغذيه مي شود و همه چيز بسته به انديشه&zwnj;هايي دارد كه در خود آگاه ما موجود است .   هر كلمه و انديشه اي بر ان اثر مي گذارد و با دقتي حيرت آور آن را به عينيت در مي آورد. ضمير ناخودآگاه، ضربان قلب ، گردش خون و ... را تحت كنترل دارد و تمام وظايف شما را كنترل كرده ، هرگز نمي&zwnj;خوابد و استراحت نمي كند .  حالا فرض كتيد اگر انساني در عمق تفكر ناخود آگاه خود برنامه &laquo;من شكست مي خورم&raquo; را ايجاد كند در هر معامله اي كه شركت كند ، به جاي پيروزي در انتظار شكست مي&zwnj;نشيند. پس هر چيزي كه به روي ضمير نيمه&zwnj;هوشيار نقش مي بندد ، به شكل تجارب و حوادث و به صورت عيني منعكس مي شود .  اين است كه شما بايد دقيقاً مراقب ايده ها و افكار خود باشيد ، زيرا پاسخ اتوماتيك ضمير باطن شما بر پايه انديشه هايتان مي&zwnj;باشد. ضمير باطن شما يك دستگاه ضبط صوت است كه افكارتان را همان طور كه در ضمير خود آگاه ضبط كرده ايد ، به شما تحويل مي دهد. بايد توجه داشته باشيد چون كاركرد ضمير ناخودآگاه بسيار شگفت انگيز است، در بسياري از موارد توجه بيش از اندازه به افكار (مثبت يا منفي) ذهن شما را به شدت درگير مي سازد . راه حل اين است كه آنها را رها كنيد و هر گاه با ابهامي رو برو شديد ، رهايي را به ذهن خود هديه دهيد.   * لازمه شناخت از تصوير ذهني چيست ؟  تصوير ذهني حاصل عملكرد ذهن و مغز انسان و تعيين كننده تمامي شكست ها و پيروزي ها است. ما براي رسيدن به يك زندگي رضايت بخش نياز به يك تصوير ذهني واقع بينانه و شايسته داريم تا بتوانيم با آن زندگي كنيم .   تصوير ذهني پايه اي است كه تمامي شخصيت، رفتار و حتي كيفيت شما بر اساس آن شكل مي&zwnj;گيرد، بنابراين به نظر مي رسد كه تجارب ما، تصاوير ذهني ما را تقويت مي كنند. هر انساني همان است كه در ذهن خود آن را ساخته است. توانايي ها ، قدرت ها و ضعفهاي او همه از تصاوير ذهني او به وجود آمده اند.   زنان و مردان موفق ، مدتها است از تصاوير ذهني و تمرين نمايش آن براي رسيدن به موفقيت استفاده مي كنند. براي يك زندگي ايده آل كافي است انديشه هاي خود را به سوي بهترين ها هدايت كنيم. علم نوپاي &laquo;سيبرنتيك&raquo; ثابت كرده است كه ميكانيزم خلاق دستيابي به تصوير ذهني (قوه تخيل) است.   * افكار مثبت   اين ما هستيم كه زندگي خود را مي سازيم آن چه كه شما را به زندگي اميدوار مي كند و فكري كه شما را به خوشحالي و هيجان مي رساند ، از افكار مثبت سرچشمه مي گيرد .  هرگونه كه فكر و عمل كنيد ، بازتابش را خواهيد ديد. به عبارتي گويي از پشت شيشه اي رنگي به زندگي مي نگريم و با هر رنگي كه به وقايع و رويداد هاي بيروني نگاه كنيم ، همان گونه آن ها را حس مي كنيم. پس ما مختاريم هر ديدي داشته باشيم .وجودلايزال الهي ما را مختارآفريده است؛ او كريم است و ما را آزاد خلق كرده ، حتي اجازه داده تا احساس بدبختي و بيچارگي داشته باشيم. همچنين اين قدرت را به ما داده است كه با ايجاد افكار و ديد مثبت ، خوشبختي را لحظه به لحظه با تمام وجود و باتك سلول هايمان حس كنيم.   تصوير ذهني مثبت در احساس ما بيشترين نقش را دارد. ما مي توانيم موفقيت ، خوشحالي و سلامتي را به خود تلقين و تأكيد كنيم. مي توانيم احساس را در چهره ، قامت ، طرز لباس پوشيدن و اداي&zwnj;كلمات ايجاد كنيم.   اگر خود را شاهزاده بدانيم و لايق ارزش و احترام، مردم نيز همان گونه با ما رفتار خواهند كرد. ساده&zwnj;تر بگويم ، هر كس تصويري در ذهن دارد كه حاصل تجربيات گذشته و تربيت اجتماعي اوست. با توجه به تصويري كه از خود در ذهن شاخته ايم، ارزش و اعتماد به نفس خود را تعيين مي كنيم . تصوير ذهني ، تمام رفتار و شخصيت ما را شكل مي دهد. حال براي تثبيت تصاوير ذهني مثبت بايد چه كارهايي را انجام دهيم ؟ هفته آينده به بيان راهكارهاي تثبيت تصاوير ذهني مثبت مي پردازيم.  &nbsp; *راهكاري براي تثبيت تصاوير ذهني  چگونه قدرت رويا پردازي و تخيل خود را افزايش دهيم ؟ همين حالا بنشينيد ويك تنگ كوچك شيشه&zwnj;اي رامجسم كنيد . تصور كنيد شما يك ماهيگير هستيد در كنار رودخانه اي با آبي زلال. اگر تصاوير و تخيلات شما ضعيف است يك شي ء ، مثلاً ليوان را جلوي چشم خود بگيريد. چشمتان را ببنديد . حالا آن را مجسم كنيد و تا پيدا كردن تمام جزئيات در انديشه خود اين عمل را تكرار كنيد .   حال براي خود تصوير ذهني جديد را مجسم كنيد. مثلا يك گل سرخ.   از خود چه انتظاري داريد؟ هم اكنون مجسم كنيد در اوج اقتدار و نهايت قدرت مشغول قدم زدن هستيد . از معجزه تصوير ذهني مي توان در پيروزي مسابقات ورزشي ، فروش بيشتر ، موفقيت در تحصيل ، ارتباط صميمي تر با خدا و خوشبختي و موفقيت نهايي استفاده كرد.   شما كه در راه اول هستيد، نااميد نشويد . باور كنيد كه موفق مي شويد . به خودتان فرصت دهيد و تمرينات را هر روز تكرار كنيد . شما بايد كم كم به افكار مثبت عادت كنيد ، به افكار مثبت خود فكر كنيد و آن ها را از ياد نبريد و با امواج منفي آنگونه كه گفته خواهد شد مبارزه كنيد و نكات زير را را به ياد داشته باشيد:   1- دل ما هميشه به طرف انديشه ها مي رود.   2- ضمير ناخود آگاه در محيط مثبت رشد مي كند.   3- در محيط مثبت رشد كردن ، باعث ايجاد قدرت مي شود.   4- كلمات مثبت را هميشه به كار گيريد .   5- تصور كنيد امروز نخستين روز زندگيتان است.   6- افكار مثبت را بپذيريد و به آنها خوش آمد بگوئيد .   از خداوند كمك بخواهيد تا موفق شويد و باور كنيد كه موفق مي شويد. حواستان باشد نگرش مثبت به معني نديدن زشتي ها و نقص ها نيست ، بلكه به معني درست ديدن نقص ها و دست يابي به راههاي رفع آنها است .وقتي مي توانيم به رفع نقص ها بپردازيم و به آنها فكر كنيم كه به آنها با ديدي مثبت نگاه كنيم .   افكار منفي : هر فكري كه شما را مي آزارد ، عصبي مي كند ، مي ترساند و آرامش شما را بر هم مي زند يك فكر منفي است . چنان چه شما به طور ذهني در برابر زندگي به مقاومت بپردازيد تراكم عاطفي در ضمير باطن شما خفه خواهد شد و موجب پديدار شدن شرايط منفي مي گردد.   اگر در ذهنمان خود را كم هوش ببينيم همين طور عمل خواهيم كرد و در رفتار بيروني ما اين كم هوشي ديده خواهد شد. افكار منفي ، حاصل خاطرات منفي و گذشته قابل تغيير نيست . علت ضعف روانكاوي اين است كه گاه با هيپنوتيزم و روش هاي مختلف سعي در به ياد آوردن تجارب تلخ گذشته دوران طفوليت بيمار و زدودن آنها مي كنند. در صورتي كه آن تصاوير را بر مي گردانند و اين همان موج منفي است .  امواج منفي در تمام شرايط به انسان هجوم مي آورد و او را تحت فشار قرار مي دهد. متأسفانه بسياري از ما عادت كرده ايم كه منفي ببينيم و منفي بينديشيم .هفته آينده راهكار هايي براي مقابله با امواج منفي ارايه مي دهيم .   * با امواج منفي مقابله كنيم   راه هاي مقابله با امواج منفي:  -1هر گاه امواج منفي به سراغتان آمد با همه توان ، آهسته و يا بلند فرمان بدهيد :ايست  -2 هر گاه موج منفي وارد وجودتان شد ، مي توانيد به آن فرمان دهيد : بعدي .   -3يك كشساده تهيه كنيد (كشي كه معمولاً در ايران به دور بسته هاي اسكناس مي بندند)، آن را به دور مچ دست خود بياندازيد و با ارسال امواج منفي از سوي انديشه هايتان و يا از طرف ديگران ، آن را بكشيد و محكم رها كنيد . شوك حاصل از اين كار به شما يادآوري مي كند كه ممكن است به ورطه منفي نگري سقوط كنيد و حتي بعد از مدتي با نگاه كردن به مچ دستتان مي&zwnj;توانيد دريابيد كه به چه اندازه امواج منفي به سوي شما و ضمير ناخودآگاه&zwnj;تان هجوم آورده است و شما تنها با استفاده از اين تكنيك ساده ، كه من آن را كش كش ناميده&zwnj;ام ، مي&zwnj;توانيد از آنها رها شويد. اما راههاي ديگري نيز براي مبارزه با امواج منفي وجود دارد .  مجسم كنيد انديشه هاي منفي شما كمرنگ و محو شده و انديشه&zwnj;هاي مثبت تان بزرگ و پرنورتر مي&zwnj;شود. براي مثال ، اگر فكر مي كنيد كه نمي&zwnj;توانيد در جمعي سخنراني كنيد ، تصور كنيد آن فكر منفي را روي تخته سياه نوشته اند و شما آن را پاك مي كنيد و يا اينكه فكر كنيد اين امواج را درون بادكنكي قرار داده&zwnj;ايد و آنها را به دور دستها مي&zwnj;فرستيد.   آنتوني رابينز براي دور كردن افكار منفي پيشنهاد مي&zwnj;كند كه 10 روز روزه فكري بگيريد و در آن 10 روز از هرگونه فكر ، احساس ، كلمه ، پرسش و يا مثالي كه جنبه هاي منفي داشته باشد ، دوري كنيد.    توجه داشته باشيد : براي تثبيت هر عادت ، 21 روز زمان كافي است. هر روز صبح جملات جادويي ( از اين هفته در پايان هر مطلب ، يكي از اين جملات را براي شما هديه مي دهيم) تكرار كنيد.به جاي فكر كردن به مشكلات ، به راه حل ها فكر كنيد.همچنين از سه تكنيك: ايست ، بعدي و كش كش استفاده كنيد و از خود سؤالات مثبت بپرسيد. انديشه هاي خود را تغيير دهيد تا زندگي&zwnj;تان تغيير كند ضمن آنكه نبايد اجازه دهيد افكار منفي شما را محاصره كند، مثبت فكر كنيد تا زندگي تان مثبت شود. واما جمله اي جادويي براي شما : پروردگارا ! در اين هفته ياد آورم باش كه چشمانم براي ديدن است نه براي بستن، چشمانم را براي ديدن حقايق گشوده دار.   * جادوي كلمات   در تمامي اديان بر روي استفاده صحيح از كلمات بسيار تأكيد شده است نقطه شروع يعني دعوت مردم از طريق كلمات بوده و اصولاً سخناني اثرگذار و ماندگار شده اند كه در دل ها نفوذ كرده اند.   خدا نيز تنها به واسطه كلمات با انسان ها ارتباط داشته است. &laquo;در ابتدا كلمه بود، كلمه نزد خدا بود، كلمه خدا بود  عيسي مسيح(ع) مي فرمايد: از روي سخنان توست كه عادل شناخته خواهي شد و از سخنانت بر تو حكم خواهد شد پس زندگي و مرگ هر دو در قدرت زبان است   با اين اوصاف مي توان به ارزش و اهميت استفاده صحيح از كلمات پي برد. حال به شما مي گوئيم كه با استفاده از كلمات جادويي مي توانيم به هر چه مي خواهيم، دست يابيم و تنها شرط تأثير كلمات در موفقيت ما اين است كه نسبت به آنچه مي گوئيم با تمام وجود باور و ايمان داشته باشيم و باور و ايمان زماني در انسان به وجود مي آيد كه تمام ذهنيات منفي و حب و بغض هايي كه ديد انسان را محدود مي كند از ميان برداشته شود و با نگاه خالص و توأم با آرامش عميق به دنيا بنگريم.  آنگاه امواج مثبت پرقدرت از كائنات به سوي انسان گسيل مي شوند و عشق و ايمان را جاري مي كنند. هرچه ايمان و مثبت نگري ما مستحكم تر و كامل تر باشد ، قدرت روحي ما افزايش مي يابد و ما زودتر به خواسته هاي خود مي رسيم. پس انسان با معجزه كلام، قدرت آن را دارد تا در يك آن، وضعيت ناخوشايندي را كه برايش ايجاد شده ، از ميان بردارد و شادماني را به جاي اندوه، ثروت را به جاي فقر و مثبت بودن را به جاي منفي بودن برگزيند.   وقتي با تأكيد بر خصوصيات مثبت شخصي، وي را مورد ستايش قرار مي دهيم، در او نيرويي به وجود خواهد آمد كه باعث نشاط، انرژي و قدرت مي گردد؛ پس ، كلمات ، تأثير مستقيمي بر انديشه&zwnj;ها دارند و اين انديشه ما است كه باورها را مي سازد. اساساً وجود ما از باورها تشكيل شده است. اگر به صورت عميق در وجود خود نظاره كنيم، در خواهيم يافت كه آنچه باعث شكل گيري ما مي&zwnj;شود و انديشه هاي ما را به وجود مي آورد؛ قبل از اين كه مادي باشد، معنوي است.
&nbsp;كلام تو عصاي معجزه گر تو است، سرشار از سحر و اقتدار&nbsp; &nbsp;( كاترين پاندر )
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:19:26 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

