گـــــــــــــــــــــرافیک
.:: Your Adversing Here ::.
 

اصول طراحی پوستر

اصول طراحی پوستر

سرچشمه های پوستر را، همچون مصورسازی، در گذشته های دور می توان جستجو كرد. به یك معنا، نقوش بر جسته آشوری ، ایرانی و رومی، نوعی پوستر بوده اند، زیرا رویدادهایی را به روایت تصویر، توصیف می كردند كه در واقع تبلیغی برای دستگاه حاكمه بود. به علاوه در مصر و رم باستان ساختن آگهی های همگانی یا اعلامیه های دیواری معمول بوده است. یكی از قدیمی ترین آگهی هایی كه كشف شده، پاپیروسی است كه پاداش برای باز گرداندن یك برده فراری در مصر اعلام كرده. آگهی هایی نیز از قرون وسطی باقی مانده كه روی پوست نوشته می شد، حتی بعضی از اینها دارای تصویر نیز بود.

آگهی های همگانی چاپی از اواخر قرن پانزدهم میلادی ظاهر شد. از قرن شانزدهم به بعد...

به ادامه مطلب مراجعه کنید.


.: ادامه مطلب :.
  • نوشته : مهدی
  • تاریخ: شنبه 27 آبان 1391
  • دو طفلان مسلم

     

    دو طفلان مسلم ابن عقیل

    چون حسین بن على علیه‏السلام شهید گردید، دو پسر كوچك از لشكرگاهى اسیر شدند و آنها را نزد عبیدالله آوردند، او زندانبان را احضار كرد و به او گفت: این دو كودك را به زندان ببر و خوراك خوب و آب سرد به آنها مده و بر آنها سخت‏گیرى كن...

    به ادامه مطلب مراجعه کنید.

     


    .: ادامه مطلب :.
  • نوشته : مهدی
  • تاریخ: شنبه 27 آبان 1391
  • مسلم بن عقیل

    نحوه اسارت و شهادت مظلومانه مسلم بن عقیل

    روزی که امام حسین(ع) از مکه بیرون آمد، جناب مسلم نیز به نمایندگی از امام حسین(ع) در کوفه قیام کرد. مردم کوفه هم مردمی دیندار و دین شناس بودند که با جناب مسلم آن چنان کردند که آدم واقعا حیرت می کند. اگر تاریخ مسلم نبود باورمان نمی شد که روز هفتم و یا هشتم ذیحجه، دوازده یا هجده هزار نفر با حضرت مسلم تا حد بذل جان بیعت کنند و فردا شب یا شب همان روز، هیچ کس همراهش نباشد.
    مردی که تا دیروز فرمانروای هجده هزار نفر بود، امشب یک نفر هم نیست که او را به خانه اش ببرد . در آن شهر پرآشوب که همه درهای خانه ها بسته بودند، تنها یک زن فداکاری کرد و از آن آقای غریب پذیرایی نمود. آقا در خانه ای رسید، دید در باز است و زنی در آستانه در ایستاده و پیداست که انتظار کسی را می کشد. (آن زن، پسرش بیرون بود و انتظار او را داشت) مقابل آن در ایستاد و به آن زن سلام کرد و جواب شنید و فرمود: من تشنه ام، به من آب بده.
    زن فوراً رفت و آب آورد و حضرت مسلم میل فرمود، زن رفت و ظرف آب را گذاشت و آمد، دید آقا پای دیوار خانه نشسته است! گفت: بنده خدا، مگر آب نخورده ای؟! فرمود: چرا. گفت: پس چرا نمی روی؟! جوابی نشنید، بار دوم گفت: بنده خدا، شهر، آشوب است، چرا به خانه ات نمی روی؟! باز جواب نیامد. بار سوم گفت: سبحان الله، شهر شلوغ است، نشستن تو پشت دیوارخانه من صحیح نیست. من راضی نیستم پشت دیوار خانه من بنشینی!
    این را گفت، آقا برخاست و ایستاد و فرمود: من در این شهر خانه ای ندارم، غریبم و راه به جایی نمی برم! آن زن گفت: مگر شما که هستی؟ فرمود: من مسلم بن عقیلم! او تا آقا را شناخت با اظهار شرمندگی گفت: آقا بفرمایید، خانه، خانه شما و من هم کنیز شما هستم... وقتی پسرش آمد و آگاه شد که مسلم بن عقیل در خانه او است به ابن زیاد اطلاع داد. ماموران او هم ریختند و آن حضرت را از خانه بیرون کشیدند و سرانجام او را به پشت بام دار الاماره بردند و آنجا به قتل رسانده و بدن بی سرش را از پشت بام به زمین انداختند.


  • نوشته : مهدی
  • تاریخ: شنبه 27 آبان 1391
  • داستان آموزنده شایعه پراکنی

    داستان شایعه پراکنی

    زنی شایعه ای رادرباره همسایه اش مدام تکرار کرد. در عرض چند روز، همه ی محل داستان را فهمیدند.

    شخصی که داستان درباره ی او بودعمیقاً آزرده و دلخور شد . بعد زنی که آن شایعه را پخش کرده بود متوجه شد که کاملاً اشتباه می کرده. او خیلی ناراحت شد و نزد خردمندی پیر رفت و پرسید برای جبران اشتباهش چه می تواند بکند.

    پیر خردمند گفت: به فروشگاهی برو و مرغی بخر و آن را بکش . سر راه که به خانه می آیی پرهایش را بکن و یکی یکی در راه بریز .

    زن اگرچه تعجب کرد ، آنچه را به او گفته بودند انجام داد.

    روز بعد ، مرد خردمند گفت : اکنون برو و همه ی پر هایی را که دیروز ریخته بودی جمع کن و برای من بیاور .

    در همان مسیر به راه افتاد، اما با نا امیدی دریافت که باد همه ی پرها را با خود برده.

    پس از ساعت ها جستوجو، با تنها سه پر در دست باز گشت .

    خردمند گفت : می بینی ؟ انداختن آنها آسان است اما باز گرداندنشان غیر ممکن است. شایعه نیز چنین است.

    پراکندنش کاری ندارد ، اما به محض اینکه چنین کردی دیگر هرگز نمی توانی کاملاً آن را جبران کنی .


  • نوشته : مهدی
  • تاریخ: پنج‌شنبه 25 آبان 1391
  • داستان عبرت انگیز برصیصای عابد

    برصیصای عابد

    برصیصای عابد  هزاران سال پیش زندگی میکرد و عمری در عبادت خدای تعالی گذرانده و یپراهنهایی بسیار

    در زهد خویش درانده بود .

    او که صدای گریه های شبانه اش  خدا خدا کردن های سحر هایش  سالها و سالها و شب و روز ادامه داشته و چنان در زهد خویش پیش رفته که خدای تعالی او را مستجاب الدعوه نموده بود و با هر دعایی و با هر خواستی از پروردگار مریضی بس لاعلاج شفا میگرفته چه شد که در یک لحظه کوتاه همه انچه که سالهای سال با رنج بسیار جمع کرده بود به یکباره از دست داد....

     

    به ادامه مطلب مراجعه کنید.

     


    .: ادامه مطلب :.
  • نوشته : مهدی
  • تاریخ: پنج‌شنبه 25 آبان 1391
  • داستان خیـــــــــــــــلی جالب محمد ابن سیرین

    محمد ابن سیرین

    ابن سیرین جوانی بود زیبا چهره و دارای سیمایی همانند یوسف پیامبر.

    در پارچه فروشی در شهر بصره شاگردی می کرد. یکی از زنان اشراف بصره عاشق او می شود و تمام تلاش خود را برای جلب نظر ابن سیرین بکار می گیرد تا شاید بدو رسد ولی ابن سیرین تن به گناه نمی دهد، تا اینکه یک روز آن زن پارچه ای می خرد و به صاحب مغازه می گوید پارچه را به شاگردت بده بیاورد خانه پولش را بدهم. وقتی ابن سیرین وارد خانه زن می شود میبیند که آن زن خود را برای ابن سیرین آماده کرده و در ها را بسته است و می گوید با فریاد خود آبرو ریزی خواهم کرد. ابن سیرین که خود را در دام می بیند تقاضا می کند که لااقل به دستشویی برود. با موافقت زن او به دستشویی رفته و تمام چهره و بدن خود را به نجاست آغشته می کند و بیرون می آید و وقتی زن چهره او را می بیند حالش متحول می شود و با ناسزا او را از خانه بیرون می کند و ابن سیرین تا خانه می دود و پس از حمام در آن گرمای بصره بدن او عرق می کند که عرق او آنچنان بوی عطری می داده که باعث حیرت خودش و مادرش می شود.



  • نوشته : مهدی
  • تاریخ: پنج‌شنبه 25 آبان 1391
  • داستان کربلا از ابتدا ...

    داستان کربلا از ابتدا ...

    به ادامه مطلب مراجعه کنید.


    .: ادامه مطلب :.
  • نوشته : مهدی
  • تاریخ: پنج‌شنبه 25 آبان 1391
  • ماجرای کربلا

    ماجرای کربلا چه بود؟

    به ادامه مطلب مراجعه کنید.


    .: ادامه مطلب :.
  • نوشته : مهدی
  • تاریخ: پنج‌شنبه 25 آبان 1391
  • تصاویر پوستر فیلم های خارجی

    پوستر فیلم های خارجی


    .: ادامه مطلب :.
  • نوشته : مهدی
  • تاریخ: چهارشنبه 24 آبان 1391
  • تصاویر کودکان ناز

    تصاویر کودکان ناز


    .: ادامه مطلب :.
  • نوشته : مهدی
  • تاریخ: چهارشنبه 24 آبان 1391

  • 8625

    <-BlogAuthor->

    8625

    https://shomal24.loxblog.com/

    گـــــــــــــــــــــرافیک

    گـــــــــــــــــــــرافیک

    گـــــــــــــــــــــرافیک

    به وبلاگ من خوش آمدید، امید وارم مطالبی که در وبلاگم قرار میدم براتون مفید باشه . خواهش می کنم اگه پیشنهاد و یا انتقادی دارید حتماً در قسمت نظرات بنویسید... موفق باشید. به وبلاگ من خوش آمدید

    گـــــــــــــــــــــرافیک